غم یک دوست
امروز بالاخره تونستم با دوستم كه يكروز قبل از مصي عزيز با نيكلاس منحوس مصاحبه داشت و متاسفانه قبول نشده بودن تماس بگيرم و با هم صحبت كنيم .توي صداش يه عالمه غم بود و بعد از حدود 2 هفته از اين حادثه پشت تلفن نتونست خودشو كنترل كنه و زد زير گريه بهش گفتم كجايي 2 هفته اس دارم بهت زنگ مي زنم جواب نمي دي گفت ميشه گفت كه اون دنيا بودم خيلي حالش بد بود گفتم كجايي اينطوري دلم طاقت نمياره دوست دارم بيام پيشت از نزديك باهم صحبت كنيم ... خلاصه كارامو گذاشتم براي بعد و رفتم تهران و 2 ساعت بعد خونشون بودم .
خيلي دلم ميخواست براي تبريك ميرفتم خونشون اما خوب نشد ديگه . ميگفت اون روز نيم ساعت قبل از مصاحبه همراه همسرش اونجا بودن با رشته 6 امتيازي حسابداري .خودش زبان فرانسه و انگليسي خيلي خوبي داره امتحان تف داده بود و مدرك ب 2 داشت همسرش هم زبان انگليسي خوبي داشت . ميگه وارد اتاق كه شديم اولين سوالش اين بود حسابدار شدي كه اسناد مالي رو جعل كني ؟! سند سازي اسناد مالي رو بلدي ؟! سحر ميگفت همينطور مات مونده بودم كه اين چي ميگه ميگفت متوجه سوالش شدم اما نفهميدم چرا اين سوالارو داره ميپرسه خلاصه سوالاي عجيب و غريب يكي يكي شروع شدن و اونقدر جو رو متشنج كرده بود كه نگو . سحر مدرك دانشگاهش مال يكي از دانشگاههاي اصفهانه متاسفانه ظاهرا يه عده از افرادي كه از اصفهان اقدام كردن مدارك جعلي از قبيل مدرك زبان و مدرك دانشگاه و غيره رو جعل كردن و گذاشتن روي پروندشون اينه كه جديدا به مدارك اصفهانيها خيلي گير ميدن خلاصه بهش گفته بود مدركت جعليه و همون جمله اي كه قبلا هم بعد مصاحبه بهم گفته بود رو تكرار كرد كه آفيسر گفته شما ايرانيا همتون مثل رئيس بانكتون كلاهبرداريد !
ميگفت خيلي دلم ميخواست جوابشو بدم و بگم اگه ما كلاهبردارا ميايم تو مملكت شما و خونه هاي آنچناني ميخريم شما از ما دزدتريد كه مارو راه ميديد .خلاصه بعد از چند تا سوال مسخره ديگه مثل رنگ پوستت چيه و... گفته بود شما خيلي امتيازتون كمتر از اونيه كه بتونم قبولتون كنم .از سحر اصرار و از نيكلاس انكار راستي از همسر سحر هم فقط اسم و فاميلشو پرسيده بود همين !!
خيلي هم براي سحر و هم براي مصي كه از نزديك ميشناسمشون و از بد روزگار ونه از عدم توانايي علمي و تخصصي توي مصاحبه رد شدن ناراحتم . ميدونم كه حتما حكمتي توي اين قضيه بوده اما ميدونم كه خيلي سخته بعد از اين همه مدت تلاش و زبان خوندن و استرس و شب بيخوابي اگه آدم نتيجه دلخواهشو نگيره خيلي خيلي دلسرد ميشه .ميدونم كه نياز به زمان داره ...دوستم بعد از 2هفته هنوز توي صداش بغض بود و وقتی داشت برام تعریف میکرد دستاش ميلرزيد هيچ وقت اينطوري نديده بودمش .سحر بیشتر از اینکه به خاطر رد شدن ناراحت باشه از توهینهایی که بهشون شده بود ناراحت بود ...دركش ميكنم با اطمينان رفته بودواينطوري برگشته بود ....حالاسحر تصميم داره اعتراض كنه و منتظر نامه امتيازشه كه بدونه توي كدوم بخش آفيسر امتياز كمتري بهش داده ...
خلاصه هممون داريم تلاشمونو براي داشتن يه زندگي آروم توي يه تيكه از زمين خدا ميكنيم اميدوارم بهترينها برامون پيش بياد و اگه قراره رد بشيم هم به خاطر عدم اعتماد يه آفيسر عقده اي كه از ايراني جماعت متنفره نباشه هرچند با اتفاقات جديدي كه توي اين مملكت داره ميفته كم كم همه دنيا دارن ازمون متنفر ميشن و ما چوب كار نكرده رو به جاي عده اي ميخوريم![]()
(( استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع می باشد ))