تولد یکسالگی وبلاگم مبارک

تولد 1 سالگي وبلاگم مبارك

ا سال از راه اندازي وبلاگم  گذشت و تونستم دوستان خوبي پيدا كنم و از تجربیاتدیگران استفاده کنم. دوستان خوبي كه عده اي رو در دنياي واقعي ملاقات كردم و عده ديگري رو كه هنوز افتخار ديدار از نزديك برامون فراهم نشده كه اميدوارم اين اتفاق خوشايند بزودي در ايران يا كانادا بيفته . در هر حال از آشنايي با تك تكتون خوشحالم و اميدوارم مزاحمتهاي گاه و بيگاه منو در مسیر مهاجرت ببخشيد.

بالاخره جا به جا شديم و الان در خونه جديد هستيم . راستش رو بخواهيد اصلا به محيط جديدمون عادت ندارم و خيلي وقتها دلم براي خونه سبز كوچيكي كه داشتيم تنگ ميشه . اينجا خيلي ساكته و اكثر اوقات احساس مي كنم فرسنگها با خانواده ام فاصله دارم و از تمام دنيا بي خبرم !!! و اينطوري همش دلتنگم ديگه اينكه  خيلي زود  لذت خونه دار شدنمون با سر اومدن اولين قسط وامهايي كه گرفتيم كمرنگ شد . نمي دونم احساس مي كنم كار درستي نكرديم چون وقتي به يكي از وامهامون كه 10ميليونه و به واسطه بانکداری اسلامی بايد ۵۰۰/۱۸ميليون پس بديم ! فكر مي كنم احساس مي كنم هنوز دست زوري مثل دست زور صاحبخونه روي سرمونه ! شايد بهتر بود مبلغ نقدمون براي خريد خونه بيشتر بود و بعد اقدام مي كرديم . نميدونم ....از همه مهمتر احساس بدی دارم چون با اصرارمن صاحب خونه شدیم و از این به بعد باید شاهد کار کردن بیشتر همسرم باشم . اصلا دلم نمی خواد به خاطر کار زیاد همسرم در محیطی کاری که اصلا  به همسرم و طرز فکرش تعلق ندار ه و باید یک مشت آدم بی سواد و ریاکار رو تحمل کنه   شاهد اضافه شدن موهای سفیدش باشم  خلاصه عمرمون داره میاد و میره و ما بی هیچ تفریح و دلخوشی داریم با جوونیمون خداحافظی می کنیم . 

اندر احوالات مدارک مفقوده من در دارالترجمه هم بگم که بالاخره بعد از 3 هته پي گيري و تماس پي در پي با دارالترجمه صادقيه كه مداركمو داده بودم براي ترجمه بالاخره تونستم مداركمو پس بگيرم ظاهرا یک شبه تصمیم میگیرن که دارالترجمه رو منتقل كنن به یه جای دیگه (شاهين جنوبي كوچه وكيلي) . خلاصه بعد از كلي حرص خوردن از اينكه چه بلايي سرمداركم اومده چون تلفنها و موبايلشونو هم جواب نمي دادن مدارك ترجمه شده رو با چند تا اشكال درحالي كه مهردادگستري قم روشون بود برام با پيك فرستادن ! منم با خودم گفتم حالا از اين به بعد اين شماييد كه بايد بيفتيد دنبال من كه بهتون بقيه پولتونو بدم خلاصه ادعا کردم كه مدرك پيش دانشگاهي همسرمو گم كردين و تا پيدا نكنين از پول خبري نيست و منتظر شکایت من هم باشید... خلاصه تا چند هفته مي خوام تلافي كنم و حرصشون بدم تا بعد اگه دلم سوخت يه فكري براشون بكنم. باقي مداركم رو هم دادم دارالترجمه خرد هفت تيرتا ببينم اونا چه بلايي مي خوان سرم بيارن !

راستي جمعه امتحان فرانسه دارم و استاد يزدان كلي بهمون استرس داده كه امتحان سختي در پيش داريم . قرار شده 15 تا متن فرانسه رو از حفظ بگيم و 1 ربع بي وقفه حرف بزنيم و به سوالاتي كه در موضوعاتش با هم فرق مي كنه بي وقفه پاسخ بديم و اگه نتونيم از پس يكي از اين مراحل به خوبي بربياييم بايد از استاد و كلاس خداحافظي كنيم ! امروز 10 تا متن رو حفظ كردم اماهنوز كلي كار دارم .اما اميدوارم بتونم از پسش بربيام چون واقعابرام  آشنايي با يزدان اتفاق خوبي در مسير مهاجرت و یادگیری زبان فرانسه بود که امیدوارم ادامه دار باشه.

اميدوارم با خبرهاي خوش برگردم. شاد باشيد.

پینوشت ۱ : با نمره خوبی ترم اول فرانسه طی شد و از هفته آینده میریم برای ترم ۲ هوراااااااااااااااااااا متاسفانه از گروه ۸ نفره کلاس ما یک نفر مردود و یکی مشروط شدند !این نشون میده که این بشر با هیچکس شوخی نداره !

پی نوشت ۲: لیلا جان کلاس ما ساعت ۱:۳۰ تموم شد ببخش که منتظر نموندم ببینمت امیدوارم هفته های آینده افتخار دیدنتونو داشته باشم . موفق باشی گلم.

تعطیلات من

الان كه دارم مي نويسم ظاهرا كمرم رگ به رگ شده و نه درست مي تونم راه برم و نه بشينم. به خاطر جابه جايي بد جوري بهم فشار اومده و من كه هيچ وقت دست به سياه و سفيد نزده بودم كلي بهم سخت گذشت حالا اين اول ماجراست چون تا الان وسايل رو داخل كارتن كردم و جمعه كه جابه جا مي شيم تازه بايد دونه دونه دربيارم و بشورم و جابه جاشون كنم .وااااااااااااااااي سرم هم درد گرفت.خلاصه این چند روز تعطیلی ما هم قراره اینطوری بگذره.

اين چند وقت مشغول پركردن فرمهاي كبك بودم و البته هنوز كلي كار داره . راستش با اينكه كلاس زبان فرانسه 4 ساعت و نيم در هفته است اما تمرينهايي كه بايد توي خونه انجام بديم اونقدر زياده كه كلي وقتمو ازم مي گيره و ديگه نميشه به چيز ديگه فكر كرد . قرار بود جمعه اين هفته هم طبق معمول كلاس داشته باشيم كه به خاطر اسباب كشي ما بچه ها با من همكاري كردن و ازاستاد خواستيم كه اين هفته استثنائا كلاس نداشته باشيم واستاد هم كلاس جمعه رو تعطيل كرد ! بابا با مرام....اگه كلاس برگزار مي شد 3 ساعت رو از دست مي دادم منم مي خوام به خاطر  اين كار انسان دوستانه بچه ها و ب خريد خونمون هفته بعد شيريني ببرم سر كلاس.

مداركي كه 3شنبه هفته گذشته براي ترجمه به دارالترجمه صادقيه ( میدون صادقیه ساختمان سبحان ) داده بودم همچنان در دارالترجمه به سر مي بره .از دوستاني كه مي خوان مداركشونو ترجمه كنن پيشنهاد مي كنم اصلا اين دارالترجمه رو انتخاب نكنين . من با توجه به تجربه دوستمون رضاي عزيز كه در وبلاگشون نوشته بودن مداركمو به اينجا بردم اما متاسفانه هم نرخ ترجمه بالا بود خصوصا در مورد دانشنامه ها و ريز نمرات و هم اينكه اصلا جواب درستي نمي دن از 3 شنبه گذشته مي خوام براي چك كردن ترجمه به دارالترجمه برم اما همش امروز و فردا مي كنن ازشون خواستم مداركمو پس بدن اما مي گن هزينه ترجمه رو بپردازم . من نمي دونم اگه ترجمه كردن چرا يه وقتي رو تعيين نمي كنن كه برم چك پرينت رو چك كنم !خلاصه خيلي دارم اذيت مي شم .

براي ماني اوردر هم كه مبلغي واريز كردم به حساب آقاي نوري و تا 15 آذر بايد منتظر باشم تا ماني ما هم بياد . از 15 آذر به بعد گوش شيطون كر مي تونم مداركمو بفرستم سوريه و ماهم كبكي بشيم . اميدوارم مشكلي پيش نياد.

هنوز براي فدرال نامه انصراف نفرستادم كه مي خوام همزمان كه مداركمو پست مي كنم نامه انصراف فدرال رو هم پست كنم .

واي خدامن برم كه كلي كار دارم .شاد باشيد...