اینجا مونتراله (قسمت 3)... از زبان یکی از دوستان خوبمون که درخواست کرده ناشناس بمونه

توضیح:

1- من از زندگی در کانادا بسیار راضی و خوشحالم و در طی اقامت 1 سال و اندیم در کبک، یکبار هم نشده که بگم اینجا جای من نیست یا بخوام برگردم! برعکس خیلی هم دوست دارم اینجا رو و لذت می برم ازش. اینو گفتم که احساس نکنین با یه آدم منفی باف یا شکست خورده طرفین برعکس به 80 تا 90 درصد چیزهایی که از ایران فکرش رو می کردم تا به الان رسیدم ولی متاسفانه یا خوشبختانه بسیار واقع بین هستم و نمیخوام تجربه ناجور تعدادی از دوستان رو که از نزدیک دیدم واستون تکرار بشه واسه همینم شاید یه کم قلمم تلخه شما به بزرگواری خودتون ببخشین! بهتره الان که وقت دارین یه نیشتر بهتون بخوره و ضعفهاتون رو پیدا کنین تا اینجا بیاین و شوکه شین خدای ناکرده!

2- از حرفهای من فقط دید و ایده بگیرین و بر حسب شرایطتتون پرسنالیزش کنین و باز هم تاکید می کنم حرفهام وحی منزل نیستن.


  • · شایعات موجود در ایران درباره مونترال:

1- برای زندگی در مونترال انگلیسی لازم نیست:

یک جمله معروف هست اینجا که خود کبکیها هم روش تاکید دارن. شما در مونترال (نه استان کبک) "با انگلیسی فول شانس بیشتری برای پیدا کردن کار دارین تا فرانسه فول". ممکنه یه کم اغراق تو این جمله باشه ولی توجه کنین شما در محاصره کشورهای انگلوفون هستین، مدیر عامل خیلی از شرکتها غیر کبکی هستن، پول و بیزینسهای بزرگ عمدتاً دست انگلیسی زبانهاست، بسیاری از رفرنسهای دانشگاهی حتی در دانشگاههای فرانسوی زبان انگلیسی است و ...

اینو واسه این می گم که بعضی از دوستان اونقدر درگیر و جوگیر فرنچ میشن که یادشون میره دارن میان آمریکای شمالی و انگلیسی رو می بوسن می ذارن کنار. ضمن اینکه لهجه انگلیسی کبکیها واسه شروع طبیعتاً قابل فهم تره تا فرانسه کبکی. بنظرم لند کردن با انگلیسی آپر اینترمیدیت رو به بالا و فرانسه B1 مناسبتره (حداقل رو منظورمه) تا برعکسش. شما با کلاسهای فرنچ و آشنا شدن گوشتون با لهجه کبکی تدریجاً خودتون رو می کشین بالا تو فرنچ. ضمن اینکه می دونین بالا بردن لول یا سطح دو زبان مختلف بصورت همزمان کاری است بسیار دشوار اونم تو سن بالای 30! ممکنه نه به این برسین نه به اون! از این ور مونده و از اون ور رونده بشین! پس با یک زبان ادونس لند کنین (ترجیحاً انگلیسی).

فرض کنین با انگلیسی ضعیف و فرانسه حتی C1 لند می کنین. علیرغم اینکه باز توی ادارات، فرنچ "کم لهجه تر" صحبت میشه ولی چون گوشتون آشنا نیست گیر زیاد می کنین، انگلیسی هم بلد نیستین اعصابتون خورد میشه و اعتماد به نفستون میاد پایین و میفتین تو لوپ غرغر کردن که لهجشون اخ و پیفه!

انگلیسی ایرانیها چند مشخصه داره: 1- نداشتن اینتونیشن (مشکل فرنچ هم هست)  2- استفاده از excuse me برای شروع یه مکالمه! (کارمند بانکم ازم پرسید چرا ایرانیا اینقدر از آدم عذرخواهی می کنن؟!) 3- استفاده بیش از حد از actually!!!

واسه من هیچ ضد حالی مثل این نیست که بعد از 15 سال زندگی در مونترال و توی جمله دوم مکالمه با تلفن بپرسم شما ایرانی هستین و طرف بگه آره!!! زمان چیزی رو حل نمی کنه اگه خودتون نخواین. فیلم ببینین و مرتب واسه خودتون تکرار کنین تا لهجتون شکل بگیره.

یادتونم باشه که تافل و آیلتس واسه یک غیر انگلیسی زبان طراحی شده. اگه آیلتس 6.5 به بالا دارین خیلی خوبه ولی هنوز کلی کار دارین تو محیط! شرط موفقیت در هر زبانی فکر کردن به اون زبان و اجتناب از ترجمه فارسی به انگلیسی هستش. سعی کنین پاستوریزه یاد نگیرین انگلیسی رو. اینجا باید تو مترو، تو سر و صدا، زمانی که عصبی می شین، می خواین بحث و جدل کنین با یک کانادایی، بفهمین و بفهمونین. سخت ترین بخش هر زبانی هم سطح شوخیشه! هر وقت تونستین با یک انگلیسی یا فرانسوی زبان شوخی کنین بدون اینکه بهشون بربخوره می تونین ادعا کنین زبانتون ادونسه! یه سری چیزا تو فرهنگ ما خنده داره که واسه اینا نیست و برعکس.  

بطور کلی اگه بخوام خلاصه کنم اهمیت انگلیسی رو، حداقلش اینه که با ندونستن انگلیسی، شانس پیدا کردن کارتون رو به استان کبک محدود می کنین. اگه رشته هاتون مدیریتی، مارکتینگ، کامپیوتر، آی تی و شبکه، مهندسی، ... هست که تاکید من چند برابر میشه واسه انگلیسی.

 

2- بواسطه لهجه کبکی، فرانسه خوندن در ایران بی فایده است!

اینقدر تو این وبلاگهای معروف مهاجرتی خیلی عذر می خوام چرند خونده بودم زمانی که ایران بودم از قبیل اینکه به صرف افعال (کنژوگزون) کاری ندارن تو کبک یا یکی می گفت 3 سال فرانسه خوندم ایران به هیچ دردیم نخورد یا... من همیشه احترام خاصی قائلم واسه کسایی که اطلاعات نمیدن تا کسایی که اطلاعات غلط میدن! بگذریم...

هممون می دونیم که هر زبانی از 4 مهارت تشکیل شده. شما اگه فرانستون قوی باشه، توی حرف زدن، نوشتار و درک مطلب مشکلی ندارین تو کبک و تنها مشکلتون در بخش اکوت هستش. اونم به زمان نیاز داره تا بتونین گوشتون رو عادت بدین واسه فهم لهجه کبکی و با اصطلاحات کبکی آشنا بشین. عجله نکنین هول هم نشین. اساتید فرنچ میگن با یک استعداد متوسط برای اینکه بتونین پرفکت شین و مثل اینا حرف بزنین 5 تا 7 سال لازمه (البته با فرض شروع از صفر)! ضمن اینکه اصطلاحاتی که در مکالمات روزمره استفاده میشه روی کاغذ آورده نمیشه مگه اینکه بخواین چت کنین تو نت با یک کبکی یا تو فیسبوکش باهاش برخورد کنین.

مثال:

Je suis fatigué parce que j’ai beaucoup travaillé hier soir.

ولی چیزی که شما از یک کبکی می شنوین و نوشته نمیشه رو کاغذ اینه:

Chuis fatigué FAC Ch’ai beaucoup travaillé hier soir.

بدیهی هستش که شما همون جمله اول رو هم بگین همشون می فهمن ولی جمله 2 رو نمی فهمین که FAC چیه! FAC در واقع همون Ca fait que هست که معادل parce que  یا donc  هستش!! حالا مشکل زمانیه که شما اون جمله استاندارد اول رو هم نمی تونین بگین بعد گیر میدین به لهجه کبکی!! البته این فقط یه مثال بود. یادتونم باشه که شما زبان محاوره خیابونی رو فقط و فقط در خیابون و جامعه یاد می گیرین چون غالب استادهای فرنچ اینجا اولاً شمرده تر و ضمناً پاستوریزه تر از کوچه و خیابون حرف می زنن!

حتی المقدور نذارین تو اینجا استراکچر جمله اول رو یاد بگیرین وقتی این همه کلاس و استاد خوب و نسبتاً ارزون تو ایران هست. از گرامر چیزی نذارین باقی بمونه، تمام زمانها را یاد بگیرین، اولویتها فراموش نشه این خیلی خوبه که شما صرف یه فعل بی قاعده خفن یا "سوبجانتیو پسه" رو بلد باشین ولی خیلی زشته که در عین حال نتونین یه فعل پرکاربرد گروه اول رو صرف کنین یا دو تا ضمیر رو نتونین تو محاورتون استفاده کنین! اگه وقت بشه واستون یه پست راجع به فرنچ می ذارم که چطوری بخونین. باور کنین قرار نیست آپولو هوا کنین اگه بدونین چیا تو اولویتن تو فرنچ! مشکل اینجاست که خیلی وقتها 80% انرژی و وقت ما صرف مطالبی میشن در فرانسه (بطور کلی تو زبان) که 20% کاربرد دارنباور کنین اگه بتونین از گرامر کتاب کفه 1 تو مکالمه استفاده کنین مشکلی نخواهین داشت. من نمی دونم چه دردیه ما داریم که باید بریم تا ته همه چی، کفه 3، آلتراگوی 4و ...! حالا راندمانمون چی باشه مهم نیست. اینم مثل تا ته درس رفتنمونه که همه باید phd بشیم حالا چقدر در عمل بلدیم بماند!!!  همیشه کسایی که می دونن چیو چقدر واسش وقت بذارن در عمل موفق تر هستن. من مطمئنم خیلی از دوستان اینقدر منابع گوناگون رو کامپیوترشون دارن که هیچکدوم رو نمی خونن!!!

نکته دیگه اینکه در چه سطحی از زبان داریم معاشرت می کنین مهمه. یک استاد دانشگاه و یک کارگر ساختمان ادبیات یکسانی ندارن... یک ایرانیه استاد دانشگاه مونترال می گفت بعد از 20 سال هنوز من نمی تونم با قشر کارگر اینجا فرانسه حرف بزنم!! قرار هم نیست بتونین با کف اجتماع ارتباط برقرار کنین (اگه بتونین که چه بهتر).

زبان و فرهنگ مکمل هم هستن. اگه فرهنگ کبک رو ندونین نمی تونین خیلی چیزای زبان رو درک کنین و بر عکس. مثلاً چرا فحشاشون از ادوات کلیسا میاد مثل tabarnac!!! از این لحاظ حتی اگه فرنچنتون هم خیلی خوبه و می خواین کبک بمونین لول 3 کلاسهای فول تایم اداره مهاجرت (MICC) عالیه واسه ددر دودور رفتن و آشنایی با فرهنگشون.

شما با یک ایرانی راحت حرف می زنین فرنچ عین بلبل راجع به سیاست، اقتصاد، نوسان ارز و تمام چیزهای دیگه ای که باهاشون دست به گریبانیم تو ایران ولی اینجا شما باید بتونین از کدهای فرهنگی فرانکوفون یا حداقل اینترنشنال استفاده کنین واسه معاشرت. فیلم ها، آهنگها، کتابها، آشپزی، رقص روز دنیا و همینطور دنیای فرانکوفون رو ببینین تا سوژه داشته باشین واسه حرف زدن. فراموش نکنین که این شما هستین که باید خودتون رو به سیستم تحمیل کنین. شما اگه فرهنگ غذایی ایران رو حفظ کنین با دنیایی از لغت جدید که تو فرهنگ غذاییشون هست بای بای می کنین. تا وقتی هم درگیر نشین یاد نمی گیرین و اینا چیزایی نیست که به مدرک DELF و TCF و اینا ربطی داشته باشه.

دیگه اینکه دامنه لغات ایرانیها محدودتره نسبت به کسایی که ریشه زبانشون لاتینه (اسپانیایی و پرتغالی زبانها) بجاش واسه تلفظ حروف مشکلی نداریم (بجز e). اینتونیشن و فونتیک من کم دیدم تو ایران کار شه یا استاد خوب کمه یا بهش اهمیت نمی دیم در هر صورت بسیییییییار بسیییییییار مهمه! اگه قواعد اینتونیشن یا فونتیک رو رعایت نکنین شنونده فرانکوفون رو خسته می کنین و 20 سال هم اینجا باشین حل نمیشه باید آموزش داده بشه. اگه شانس اینو دارین که تو ایران با یک استاد نیتیو کار کنین لحظه ای درنگ نکنین! من یادمه از درس اول کفه 1، آموزش اینتونیشن بود ولی هم ما و هم استاد به شوخی و مسخره ردش می کردیم فکر می کردیم مهم نیست حالا بریم جلو بعد درستش می کنیم ولی غافل از اینکه خشت اول و این حرفها!!!

یکی دیگه از دروغهای بزرگ زبانی اینه که گرامر بدرد مکالمه نمی خوره... اینکه دقیقاً شما در چه سطحی از زبان حرف بزنین ارتباط مستقیم به گرامر داره اگه بخوام تشبیه کنم کسی که 2 هفته تار رو شروع کرده می تونه "مرغ سحر" رو بزنه حالا مقایسش کنین با مرغ سحری که یک استاد تار می زنه! ضمن اینکه این حرف واسه کسایی صادقه که مثل الجزایریها یا مراکشیها از بچگی فرنچ یاد گرفتن ولی طوطی وار... البته اگه نوشتن فرنچشون رو ببینین باورتون نمیشه! تعطییییییلللللل!!! گرامر مهمه خیلی هم مهمهههه! منتها استفاده از گرامر در مکالمه یه داستان دیگست... اینطوری تصصیح کنم : گرامری که نتونین ازش تو مکالمه استفاده کنین فقط بدرد نوشتن می خوره! اگه نمی تونین از گرامری که خوندین تو مکالمه استفاده کنین تقصیر شماست نه گرامر!!!

مشکل دیگه ما ترجمه فارسی به فرانسست! این مساله در انگلیسی بواسطه ماهیتش کمتر مشکل ایجاد می کنه تا فرانسه. سعی کنین تا می تونین استراکچر فرانسه یاد بگیرین. متاسفانه این مشکل اساتید فرانسه در ایران هم هست!

فیسبوک بهترین کلاس زبان دنیاست! برین تو گروپهای مختلف عضو شین، دوستهای فرانسه زبان رو اد کنین و به نحوه نگارششون با همدیگه توجه کنین. کلی چیز یاد می گیرین.

دیگه اینکه از کارهای داوطلبانه و حتی کارهای بیسیک غافل نشین. می تونین خودتون رو تو شرایط واقعی محک بزنین واسه تمرین زبان ضمن اینکه پولی هم بدست می آرین. الگوی من تو زبان یکی از همکلاسهای پزشک کوباییم بود که کلاسهای فول تایمو می اومد آخر هفته می رفت گارسنی! با اینکه اول ترم هممون تو یه سطح بودیم و ظاهراً هم ما وقت بیشتری داشتیم واسه تمرین فرنچ ولی هم پیشرفتش از ما بیشتر بود هم نمراتش از همه بیشتر شد.

نکته بسیار مهم: اجباری شدن مدرک چه فرانسه چه انگلیسی از طرف سفارت بسیار مفیده واستون! بهتره اولش اذیت شین تا آخرش... ولی نگاه نکنین که مثلاً با یک آیلتس 5 یا فرانسه A2 امتیاز میارین! فکر کنین فردا روزی می خواین تو این جامعه درس بخونین و کار کنین. پس هدفتون کمتر از ادونس نباشه. این نکته خصوصاً واسه زوجهایی که به نفر مین میشه حیاتیه. با زبان ضعیف میاین اینجا، همسرتون (مین پرونده) همه کاری می کنه  اینور میره اونور میره شما عصبی میشین، افسرده می شین یا وارد کامینیوتی ایرانی میشین که در هر صورت بازم بای بای زبان!! توجه کنین واسه تعداد زیادی از آدمها شوکی وجود داره که ناشی از مهاجرته. این شوک بسته به افراد متفاوت می تونه از 1 هفته تا چند سال متغیر باشه!!! تجربه نشون داده اگه جز رشته های 12 امتیازی هستین باید بیشتر مراقب این شوک باشین چون از یکطرف کارتون سریعتر درست میشه و زمان کمتری واسه زبان خوندن تو ایران دارین از طرف دیگه آدمیزاده دیگه جوگیره فرش قرمز و اینا میشه که از این خبرا نیست اینجا. زبان مهمترین عامله واسه بیرون اومدن از این شوک! پس شمایی که بر فرض مین نیستی این داستان ربطی به صمیمیت بین شما و همسرتون نداره اینجا همسرتون درگیر کلاس و کار میشه و همیشه برای ترجمه باهاتون نیست پس کس نخارد پشتتان جز ناخن انگشتتان!!! خصوصاً اگه بانو مین پروندست و افکار شما هم کمی سنتیه، تاکید من بیشتر میشه چون نه خودتون پیشرفت می کنین نه می ذارین خانمتون پیشرفت کنه!!! پس از امروز شروع کنین....

ادامه دارد...

برگرفته از کبک فرندز