اینجا مونتراله ( قسمت دوم )

مطالبی که عرض میشه خدمت دوستان بهیچوجه بمنظور خالی کردن دل عزیزان نیست. هدف صرفاً مواجه شدن با واقعیاته که دوستان با آمادگی بیشتری لند کنن. چند فرض داریم: 1- تجارب در استان کبکه 2- بچه پولدار نیستین و از ایران ساپورت نمیشین 3- اینا وحی منزل نیستن فقط دید بگیرین و اصولاً از آدمهایی که "بکن نکن" می کنن دوری کنین!
- آدمهایی که تو ایران موفق نبودن اینجا هم معمولاً کاری از پیش نمی برن ولی عکسش الزاماً درست نیست به این معنی که همه آدمهای موفق داخل ایران هم اینجا موفق نمیشن و بسیار زیاد به مهارتهای زبان (فرانسه و انگلیسی) و همینطور نوع رشته و تخصص بستگی داره. برای مثال یک مهندس عمران و یک پزشک موفق در ایران رو در نظر بگیرید: با فرض مهارتهای زبانی یکسان، شانس موفقیت اولی حداقل در بازه زمانی کوتاه مدت اینجا بیشتره و مسیر پیش روش هم هموارتره.

- وقتی برای اولین بار لند کردین ترجیحاً تا جای پاتون رو اینجا سفت نکردین (گرفتن پذیرش از کالج و دانشگاه یا پیدا کردن کار) ایران برنگردین که برگشتن دوبارتون از ایران سخت میشه! کم ندیدم دوستانی رو که بعد از 6 ماه تا 1 سال توریستی زندگی کردن اینجا و یه نیمچه فرانسه خوندن و بدون اینکه کار مفیدی کرده باشن گفتن 1 ماه میریم ایران و بر می گردیم و این یک ماه بعد از گذشت 6 ماه هنوز هم ادامه داره!!!

- خیلی دیدم که یکی از دوستان تو این گروه یا جاهای دیگه می پرسه مثلاً X چی میشه؟ یکی عزیز دیگه ای میره تو گوگل تایپ می کنه X رو بعد میاد کپی پیست می کنه واسه دوست اول!!! علت این داستان رو اگه خوشبین باشیم و اون رو ضعف زبان یا تنبلی ندونیم احتمالاً کمبود وقته! در هر صورت سعی کنین از الان خودتون رو عادت بدین که به سورس اصلی خبر وصل شین که در غیر اینصورت تو مونترال گیج می شین بسکه همه دوستان در همه زمینه ها صاحبنظرن!! قدرت "حل مساله" یا اصطلاحاً "پرابلم سالوینگ" تون رو بالا ببرین از همین داخل ایران. خیلی پیش می آد که شرایط و مشکلاتی پیش می آد که فقط و فقط مختص و منحصر به خودتونه.

- با هر کی دوست دارین مشاوره کنین ولی فقط و فقط خودتون بهترین تصمیم نهایی رو میگیرین. هیچکس نمی تونه جای شما باشه حتی وکیل و مشاور رسمی اداره مهاجرت!

- اینی که می گن واسه خود کاناداییها نوع کار مهم نیست و هر کاری می کنن خودشون و بهش توجه نمی کنن و کار عار نیست و این حرفها از بزرگترین شایعات موجود در ایرانه! محض اطلاعتون لفظ Job که برعکس فرانسه تو کبک مونث هستش به کارهای سطح پایین و دم دستی اطلاق میشه!!! ضمن احترام به همه مشاغل، مطمئن باشین همه آدمها دوست دارن کارهای پولساز و تخصصی داشته باشن مگه اینکه دانشجو باشن یا تخصص و استعداد دیگه ای نداشته باشن!

- تجارب یک اسکیلد ورکر با تجارب کسی که با ویزای تحصیلی اومده، با تجارب یک پناهنده، با کسی که با ویزای سرمایه داری اومده و... متفاوته. خودتون رو با کاتاگوریهای دیگه بهیچوجه مقایسه نکنین!

- شما دارین وارد استان کبک میشین نه فرانسه! لهجه کبکی رو باید اقلاً بفهمین. از روز اول شروع نکنین غرغر کردن و مسخره کردن لهجشون. تا اونجا که می تونین انرژی منفی ندین و از همچین آدمهایی هم دوری کنین خصوصاً چند ماه اول. تا می تونین رادیو کانادا و رسانه های کبکی گوش کنین. شما تو یزد و اصفهانم مثل مردم دیگه حرف نزنین غریبه این چه برسه یک کشور دیگه!

- اکثر ایرانیا فرانسه و انگلیسی (خصوصاً فرانسه) رو بواسطه ماهیت زبان پارسی "ننر" و خنثی حرف می زنیم (بدون اینتونیشن). یکم حس بگیرین موقع حرف زدن و ادا اطوار بیاین! خجالت نکشین! هر چقدر بیشتر شبیه اینا حرف بزنین زودتر جا میفتین. بزرگترین حسن فارسی اینه که می تونین هر زبانیو تقلید کنین چون بالا پایین نداره ریتمش. روی تفاوت تلفظ e و o کار کنین که پاشنه آشیل ما ایرونیاست (آذری زبانها اوکی هستن در این مقوله)!

- واقع بین باشین: اگه تخصصی ندارین، اگه تنها استفاده ای که بر فرض از مدرک شیمیتون کردین اپلای کردن برای گرفتن اقامت بوده و تو یه زمینه دیگه کار کردین یا اصلاً کار نکردین اینجا هم معجزه نمیشه! آدم زیاد دیدم که میگه کار نیست اینجا بعداً متوجه شدم دوستمون بر فرض آی تی خونده ولی تو مشاور املاک کار کرده! خوب دوست عزیز شما تو ایران هم در زمینه آی تی کار پیدا نمی کنی چه برسه کانادا!!! اینقدر واسه مصاحبه واسه آفیسره خالی بستیم که خودمونم باورمون میشه متخصص هستیم!!!

- در صورتی که جزو افراد غیر متخصص فوق الذکر هستین که وارد کانادا میشین پول و وقتتون رو تلف نکنین سریع واسه کالج یا دانشگاه یا سرتیفیکیت اقدام کنین (البته بعد از تقویت زبان).

- باز هم واقع بین باشین: اگه یک لیسانسی 10 سال پیش گرفتین با معدل زیر 14، مقاله هم ندارین، توصیه نامه هم ندارین، سابقه کار آنچنانی هم ندارین اینجا کم پیش میاد واسه دانشگاه برای بر فرض مستر بتونین پذیرش بگیرین. بهترین کار اینه که یک سرتیفیکیت بگیرین بعد اگه دوست داشتین و لازم بود برین دانشگاه با رزومه جدیدتون برای دانشگاه اقدام کنین تا شانستون بالا بره.

- اگه شانس این رو دارین که بصورت پی آر وارد اینجا شین هول نزنین و از ایران واسه دانشگاه اپلای نکنین! باور کنین دیدتون اینجا خیلی عوض میشه. از چی می ترسین؟ بذارین یه فرقی بین شما و یک اینترنشنال استیودنت باشه! تجربه 6 ماه اول یکی از قشنگترین و بکرترین تجربه های زندگیتون میشه اگه قدرشو بدونین. بهترین فرصته خودتون رو بهتر بشناسین که چند مرده حلاجین!...

اینجا مونتراله - قسمت اول

مونترال جایی است که...
By Asita Se in Quebec Friends · Edit Doc · Delete

صحبتهای یکی از دوستان ساکن مونترال که تاکید کردند اسمی در گروه ازشون برده نشه:

اینجا مونتراله

:





-

همه شهر به Down

Town
،

NDG
و Côte-des-Neiges ختم نمی شه...

یه کم از پیلمون بیایم بیرون!



-

اگه بیشتر از 10000 دلار بیارین و دیکلیر نکنین 250 دلار جریمه می شین و ممکنه

پولتون هم ضبط بشه و میرین تو لیست سیاه فرودگاههای کانادا و تا 6 سال بعد هر بار

موقع ورود زیر و زبرتون رو می گردن!



-

تجربه نشون داده کسایی که یکی دو ماه اول یه جای مبله اجاره کردن انتخاب بهتری

داشتن واسه انتخاب نهایی خونه...



-

اگه از خونه هایی که سابلت میشن بگیرین از لحاظ مالی به نفعتونه.



-

به جای اینکه فکر کنین که بهتره "ظرف و ظروف" بیارین یا "سبزیجات خشک" بشینین فکر کنین اینجا می خواین چکار کنین! کم نیستن

ایرونیهایی که بعد از یک سال هنوز دارن فکر می کنن کالج بهتره یا دانشگاه!



-

کار تخصصی پیدا می شه به چند شرط: 1- تخصص واقعی 2- زبان خوب 3- رزومه و

کاورلتر حرفه ای 4- اعتماد به نفس



-

کبک بهشت دانشجویی و استان آلبرتا بهشت کاره. اگه حس و حال درس ندارین آماده

سفر به غرب کانادا باشین.



-

McGill
ادمیشن بسیار سخت گیری داره و حتماً مدرک زبان می خواد،

کنکوردیا رو می تونین پذیرش کاندیشنال بگیرین و ترم اول زبان بخونین و امتحان خود

دانشگاه رو بدین (ولی واسه صرفه جویی در پول و زمانتون ترجیحاً یا تافل و آیلتس

بدست بیاین کانادا یا اگه هم می خواین اینجا امتحان بدین با آمادگی کامل در حد

امتحان بیاین). دانشگاههای فرانسه زبان رشته به رشته، دانشگاه به دانشگاه، دانشکده

به دانشکده فرق می کنن. بهترین راه پرسش از ادمیشنه ولی اگه می خواین لیسانس

بخونین حتماً مدرک TFI می خواد یا

باید امتحان خود دانشگاه رو پاس کنین.



-

اگه برنامتون واسه زندگی تو مونترال 100 درصد نیست قرار داد یک ساله نبندین و

وسایل گرون نخرین که در صورت تغییر شهر باید بیفتین دنبال سابلت کردن و حراج وسایل

خونه به نصف قیمت اولیه...



-

6
ماه اول رو بازی بازی کنین...

قراردادهای دو سه ساله نبندین واسه موبایل و اینترنت و تلویزیون... اگه خواستین با

شرکت Bell یا Rogers طرف شین چشم و گوشتون رو کاملاً باز کنین.



-

در حال حاضر یکی از بهترین سرویسهای موبایل واسه نیوکامرها http://www.chatrwireless.com/ هستش... خوبیش اینه که ماه به ماه تمدید یا فسخش می شه

کرد. با اکثر گوشیهای ایران هم سازگاره. آدرس: 705 خیابان Saint Catherine ... جا که افتادین بیفتین دنبال قراردادهای یکی دو

ساله...



-

هیستوری ساختن واسه کردیتتون خیلی مهمه... اگه حداقل پول ماهیانه رو پرداخت

نکنین اعتبارتون خراب میشه... اگه هم کاملاً Last statement تون رو تصفیه نکنین به اعتبارتون لطمه نمی زنه ولی بهره

می کشن روش.



-

سعی کنین یه مدرک قانونی داشته باشین که در حال زندگی در کانادا هستین

(proof of your residential address in Québec).



مثلاً اگه

قرارداد خونه سالیانه (lease یا bail) نداشته

باشین، موبایل public یا prepaid داشته باشین که صورتحساب نداشته باشه، پول برقتون هم رو

اجارتون باشه، کارت کردیت هم نداشته باشین و بیکار هم باشین اثبات اینکه بر فرض یک

سال تو مونترال زندگی کردین دردسرهای خودشو داره... ارزش این داستان رو زمانی متوجه می شین که بخواین ثابت

کنین کانادا بودین مثلاً اگه بخواین کسی رو اسپانسر کنین یا واسه سیتیزین شیپ

اقدام کنین (تو گیت فرودگاه مهری زده نمیشه). سعی کنین اقلاً یک کارت کردیت فعال

داشته باشین که هر ماه پرداختش کنید.



-

Royal Bank of

Canada

(RBC)
یک بانک مناسب و Cash Back هم یک تیپ مناسب کردیت کارته واسه نیوکامرها...



-

زمستونا هر روز تا سر زانو برف نمی آد اینجا و آدم با لباسای ایرانشم می تونه

سر کنه فقط یه کم سنگین تر میشه وزنش!



-

کلاً هر سال داره زمستون اینجا گرمتر میشه، گاهاً هم از تهران گرمتر و غالباً با

هوای شهرهایی مثل همدان، زنجان و تبریز قابل مقایسه است...



-

از زمستون اینجا غول نسازین واسه خودتون... فقط طولانی تر از ایرانه...



-

از آدمهای منفی باف حتی المقدور اجتناب کنین خصوصاً چند ماه اول!



-

من شخصاً زمستون اینجا رو به هوای شرجی ماه جولای و رطوبت 90% ترجیح می دم!



-

Francisation
سه سطح 1، 2 و 3 داره که معمولاً بچه ها رو 2 و 3

میندازن. اگه فکر می کنین به این کلاسها نیاز دارین یه جوری لند کنین که کمترین

پرت زمانی رو داشته باشین از زمان ورود تا شروع کلاسهای فول تایم.



-

می تونین قبل از شروع کلاسهای فول تایم از کلاسهای پارت تایم استفاده کنین.



-

کبک فقط مونترال نیست و مونترال هم فقط کنکوردیا و مک گیل نیست... مسیر همه آدمها هم به پی اچ دی خصوصاً تو دانشگاه کنکوردیا

ختم نمیشه!



-

اکثر ایرانیها وقتی ایرانن می گن کار عار نیست اینجا که میان سختشون میشه کار

کردن!



-

از همون هفته اول شروع کنین به ایجاد کانکشن... اسممون بد در رفته و گرنه

ایرونیهای کمک ده کم نیستن...



-

کلاً قرار نیست هر ایرونی که تو خیابون باش دیدین باش رفیق شین یا شب بیاد خونتون.

تو ایران هم، همه با همه معاشرت نمی کنن! از هم فرار نکنیم.



-

اگه حتی خیلی خیلی هم خارجی بشین هویت ایرانی آش کشک خالست... هر چی کامینیوتی

ایرانی قویتر باشه به نفع همه ایرانیهاست...



-

اگه فرانسه بلد نیستین و علاقه ای هم بهش ندارین نگاهی هم به آلبرتا و تورنتو

و ونکور داشته باشین... اینجا بدون فرنچ ایزوله می شین... مگه بخواین درس بخونین.



-

کسی که با فرانسه ضعیف و انگلیسی خوب میاد زودتر جا میفته تا کسی که هر دو

زبانش متوسطه! ولی دیگه بعیده فرنچ رو جدی بگیره!



-

اینجا آمریکای شمالیه و انگلیسی برای پیدا کردن کار 100% لازمه!



-

ذهنیت مدرنیته از مونترال رو فراموش کنین... دبی که هیج تهران خودمونم هم خیلی

مواقع مدرن تره! اینجا هنوز نوار کاست فروخته می شه!



-

شرق مونترال یا بخش فرانسوی نشین الزاماً لولو خرخره، همجنس باز و خلافکار

نیستن... قابل توجه دوستان

بخصوص مجردی که علیرغم عدم تمکن مالی، اجاره های زیادی رو متحمل میشن و سر 6 ماه

پولشون ته می کشه...



-

خیلی از خونه های اینجا شما رو یاد خاطرات زمان مادربزرگها و پدربزرگها می

ندازه بسکه قدیمین!



-

کلاسهای فرانسه اینجا معجزه نمی کنن... فرانسه رو ایران یاد بگیرین... اکثر

کسایی که از فرانسه کبکی می نالن فرانسه فرانسشونم ضعیفه... کلاسهای اینجا عالین

واسه آشنایی با فرهنگ و اینتگریت شدن ولی واسه یادگیری فرانسه بستگی به استادتون

داره...



-

کلاسهای écriture که تو 3 سطح 1 تا 3 برگزار میشه به نظرم از

کلاسهای francisation مفیدترن!



-

پولی که بابت کلاسهای فرنچ می گیرین (روزی 23 دلار) نسبت به فول تایم بودنش

توش ضرره (با توجه به

اینکه حداقل حقوق اینجا ساعتی 9-10 دلاره)...



-

ممکنه به یک نیوکامر چند روز کمک کنی تا جا بیفته بعد ازش بپرسی کجا دوست داری

زندگی کنی؟ و اونم بگه جایی که ریخت هیچ ایرانی رو نبینم!!



-

کسی که 3 ماهه اینجاست توانایی اینو داره که سیستم اقتصادی- سیاسی و اجتماعی

کانادا و حتی رفتارهای شخصی استفان هارپر رو تحلیل می کنه و جواب همه سولات رو

داره ولی یکی که ده بیست ساله اینجاست ازش خیلی می شنوی "نمیدونم" و

"
به خودت بستگی داره" یا "تمام جوانب فلان کارو بچسب"، ...



-

کلاً نسبت به حرف کسایی که می گن حتماً این درسو بخون، فلان کارو بکن ،...

احتیاط کنین...



-

یه ایرانی بی خانمان توش کشته می شه توسط پلیس... ایرانیها تو فیس بوک حس

ناسیونالیستیشون گل می کنه و محکوم می کنن این حرکت رو... بعد اکثر کسایی که واسه

تظاهرات علیه خشونت پلیس جمع می شن غیر ایرانین فارغ از ملیت... اونا جمع می شن که

از انسانیت دفاع کنن و خشونت رو محکوم کنن و ما درگیر افکار قومیتی و نژادی... و

بعد هم میگیم اینا ریسیستن!



-

مرتب ازت می پرسن ایران همون عراقه؟ یا شما عربین؟ ایران کجاست اصلاً؟!



-

وقتی از یه ایرانی پرسیده میشه شما عربین رگ گردنمون میزنه بیرون و انگار

بهمون فحش دادن... اینجاست که چندهزار سال تاریخ مرور میشه و یه جوری حرف می زنیم

که طرف سوال پیش می یاد واسش پس چرا اومده اینجا این؟! مملکت خودش که بهشته! کلاً

این توانایی رو داریم که همه جا با توهماتمون زندگی می کنیم چه وقتی ایرانیم که

اینجا بهشته چه وقتی میایم اینجا با زندگی در چند هزار سال قبل...



-

شما عربین فحش نیست! یادمون نره ما جنوب کشورمونم عرب داریم و عرب فقط عرب

کشورهای حاشیه خلیج فارس نیستن...مراکش و لبنان و الجزایر و مصر هم عرب زیاد دارن...

پس به خودمون احترام بذاریم.



-

کارهای خیر و داوطلبانه و اداپت کردن فرزند بسیار رایجه...



-

ایرانیها الزماً خلق نشدن که به هم ضربه بزنن... خیلی از کارهای اولیه هممون

توسط یه ایرانی انجام شده... بدبین و قدر نشناس نباشیم نسبت به هم اینقدر...



-

مهمترین نکته اینکه موفقیت در مهاجرت از فردی به فرد دیگه متغیره و اینقدر

واسه هم نسخه نپیچیم الکی...



-

این نوشته ها تجربه شخصی 1 سال زندگی در مونتراله!



-

ادامه دارد

 

جزایر قناری

امسال هم مثل سالهای گذشته سال نو را در حالی شروع کردیم که در سفر بودیم . یک سفر متفاوت 10 روزه به ارمنستان که دو سال قبل هم این کشور رو دیده بودیم وبعد  گرجستان . حالا چرا میگم متفاوت چون با ماشین خودمون رفته بودیم و تونستیم از لحظه لحظه سفر لذت ببریم .امسال برخلاف سال قبل برنامه کل سفر رو از کارهای گمرکی و کاپوتاژ ماشین تا گرفتن گواهینامه بین المللی برای هردومون و رزرو هتل و غیره رو همسری ریخته بود که عالی هم بود . از ابتدای سال یه حسی بهم میگفت که سال جدید سالیه که همش در سفر هستیم و همینطور هم داره برامون برنامه سفرداخلی و خارجی , گروهی و انفردادی  پیش میاد . واقعا به این جمله که آدمی به هرچیز که بیاندیشه همونو خلق میکنه اعتقاد دارم. و امروز هم که یه اتفاق جالب برامون افتاد . امروز در یک قرعه کشی که در یک مراسم انجام شد من و همسری برنده یکهفته اقامت رایگان به انتخاب خودمون در اسپانیا ( جزایر قناری ) یا چین شدیم .بزن اون دست قشنگه رو..تا یک سال مهلت داریم که از این سفر استفاده کنیم که با مشورت به این نتیجه رسیدیم که  بعد از مصاحبه اگه عمری بود و هنوز نرفته بودیم به سفر آسمانی بریم جزایر قناری . میگن جزایر قناری 7 تا جزیره است که فقط 5 تاش مسکونی و توریستیه  چون در مورد 2 تا از جزایر خرافاتی وجود داره مثل وجود شیاطین یا آدم خوارها و غیره  تصمیم گرفتیم اگه توی مصاحبه قبول نشدیم بریم به همون 2 جزیره تا حداقل مهاجرت کنیم به اون دنیا .

هنوز منتظر مصاحبه ایم و اتفاق خاصی در برنامه مهاجرتیمون نیفتاده هر روز ایمیل چک میکنم و گاهی هم فرانسه میخونم و البته از اینکه همسر جان هنوز هیچی ازاین زبان شیرین نمیدونه حرص میخورم . وبلاگهای مهاجرتی دوستان سوت و کور شده . همه منتظریم و به آینده گاه امیدوار و گاه ناامید هستیم . پروسه مهاجرت خیلی خیلی طولانی شده و واقعا اداره مهاجرت کانادا شورشو درآورده.

این روزا یه دغدغه بزرگ دارم ..دلم میخواد برگردم تهران و پیش خانوادم باشم روزهای کشدار تابستون داره از راه میاد و من  ساعتهای زیادی از روز تنها هستم . با اینکه از اینجا تا شهر محل تولدم تهران فقط 25 دقیقه فاصله داره ( البته با مترو تند رو )اما خیلی توی این شهر احساس غربت میکنم !! حالا میفهمم که چرا بابایی همیشه حرف زادگاهشو میزنه و دلش میخواد برگرده به اون شهر .دوستای کرجی هم که کم لطفن نه قرارمداری ونه رفتی نه اومدی هیچی .تا 6 ماه قبل  روزهای جمعه  که من کلاس فرانسه میرفتم دوستان مهاجر لطف میکردن و جمعه ها قرار و مدار میزاشتن و مهمونی میگرفتن و منو دعوت میکردن و من بخاطر کلاس نمیرفتم و بعدش عکس میزاشتن توی فیس بوق و دل منو آب میکردن حالا که 6 ماهه کلاس نمیرم هیچکی برنامه نمیزاره .من از الان اعلام آمادگی میکنم که میتونم یه روز تعطیل یا غیر تعطیل به پیشنهاد یکی از دوستان به صرف آش رشته با دست پخت خودم میزبانتون باشم . هرکی پیشنهادی داره و یا میخواد دراین برنامه شرکت کنه لطفا نظر بده .خوشحال میشم

خوب اینم از اوضاع و احوال این روزهای من و ممنون ازهمه اونایی که به اشکال مختلف همیشه حالمو میپرسن.راستی همیشه به وبلاگتون سر میزنم اما عذر خواهی میکنم که به جمع خوانندگان خاموش پیوستم . فقط بدونین که همتونو دوست دارم و براتون بهترینها رو میخوام.

منتظر نظراتون هستم