تبليغاتX
به کانادا چنین شتابان !
























به کانادا چنین شتابان !

خاطرات مهاجرت من و همسر جان از آغاز تا پایان

مطالبی که عرض میشه خدمت دوستان بهیچوجه بمنظور خالی کردن دل عزیزان نیست. هدف صرفاً مواجه شدن با واقعیاته که دوستان با آمادگی بیشتری لند کنن. چند فرض داریم: 1- تجارب در استان کبکه 2- بچه پولدار نیستین و از ایران ساپورت نمیشین 3- اینا وحی منزل نیستن فقط دید بگیرین و اصولاً از آدمهایی که "بکن نکن" می کنن دوری کنین!
- آدمهایی که تو ایران موفق نبودن اینجا هم معمولاً کاری از پیش نمی برن ولی عکسش الزاماً درست نیست به این معنی که همه آدمهای موفق داخل ایران هم اینجا موفق نمیشن و بسیار زیاد به مهارتهای زبان (فرانسه و انگلیسی) و همینطور نوع رشته و تخصص بستگی داره. برای مثال یک مهندس عمران و یک پزشک موفق در ایران رو در نظر بگیرید: با فرض مهارتهای زبانی یکسان، شانس موفقیت اولی حداقل در بازه زمانی کوتاه مدت اینجا بیشتره و مسیر پیش روش هم هموارتره.

- وقتی برای اولین بار لند کردین ترجیحاً تا جای پاتون رو اینجا سفت نکردین (گرفتن پذیرش از کالج و دانشگاه یا پیدا کردن کار) ایران برنگردین که برگشتن دوبارتون از ایران سخت میشه! کم ندیدم دوستانی رو که بعد از 6 ماه تا 1 سال توریستی زندگی کردن اینجا و یه نیمچه فرانسه خوندن و بدون اینکه کار مفیدی کرده باشن گفتن 1 ماه میریم ایران و بر می گردیم و این یک ماه بعد از گذشت 6 ماه هنوز هم ادامه داره!!!

- خیلی دیدم که یکی از دوستان تو این گروه یا جاهای دیگه می پرسه مثلاً X چی میشه؟ یکی عزیز دیگه ای میره تو گوگل تایپ می کنه X رو بعد میاد کپی پیست می کنه واسه دوست اول!!! علت این داستان رو اگه خوشبین باشیم و اون رو ضعف زبان یا تنبلی ندونیم احتمالاً کمبود وقته! در هر صورت سعی کنین از الان خودتون رو عادت بدین که به سورس اصلی خبر وصل شین که در غیر اینصورت تو مونترال گیج می شین بسکه همه دوستان در همه زمینه ها صاحبنظرن!! قدرت "حل مساله" یا اصطلاحاً "پرابلم سالوینگ" تون رو بالا ببرین از همین داخل ایران. خیلی پیش می آد که شرایط و مشکلاتی پیش می آد که فقط و فقط مختص و منحصر به خودتونه.

- با هر کی دوست دارین مشاوره کنین ولی فقط و فقط خودتون بهترین تصمیم نهایی رو میگیرین. هیچکس نمی تونه جای شما باشه حتی وکیل و مشاور رسمی اداره مهاجرت!

- اینی که می گن واسه خود کاناداییها نوع کار مهم نیست و هر کاری می کنن خودشون و بهش توجه نمی کنن و کار عار نیست و این حرفها از بزرگترین شایعات موجود در ایرانه! محض اطلاعتون لفظ Job که برعکس فرانسه تو کبک مونث هستش به کارهای سطح پایین و دم دستی اطلاق میشه!!! ضمن احترام به همه مشاغل، مطمئن باشین همه آدمها دوست دارن کارهای پولساز و تخصصی داشته باشن مگه اینکه دانشجو باشن یا تخصص و استعداد دیگه ای نداشته باشن!

- تجارب یک اسکیلد ورکر با تجارب کسی که با ویزای تحصیلی اومده، با تجارب یک پناهنده، با کسی که با ویزای سرمایه داری اومده و... متفاوته. خودتون رو با کاتاگوریهای دیگه بهیچوجه مقایسه نکنین!

- شما دارین وارد استان کبک میشین نه فرانسه! لهجه کبکی رو باید اقلاً بفهمین. از روز اول شروع نکنین غرغر کردن و مسخره کردن لهجشون. تا اونجا که می تونین انرژی منفی ندین و از همچین آدمهایی هم دوری کنین خصوصاً چند ماه اول. تا می تونین رادیو کانادا و رسانه های کبکی گوش کنین. شما تو یزد و اصفهانم مثل مردم دیگه حرف نزنین غریبه این چه برسه یک کشور دیگه!

- اکثر ایرانیا فرانسه و انگلیسی (خصوصاً فرانسه) رو بواسطه ماهیت زبان پارسی "ننر" و خنثی حرف می زنیم (بدون اینتونیشن). یکم حس بگیرین موقع حرف زدن و ادا اطوار بیاین! خجالت نکشین! هر چقدر بیشتر شبیه اینا حرف بزنین زودتر جا میفتین. بزرگترین حسن فارسی اینه که می تونین هر زبانیو تقلید کنین چون بالا پایین نداره ریتمش. روی تفاوت تلفظ e و o کار کنین که پاشنه آشیل ما ایرونیاست (آذری زبانها اوکی هستن در این مقوله)!

- واقع بین باشین: اگه تخصصی ندارین، اگه تنها استفاده ای که بر فرض از مدرک شیمیتون کردین اپلای کردن برای گرفتن اقامت بوده و تو یه زمینه دیگه کار کردین یا اصلاً کار نکردین اینجا هم معجزه نمیشه! آدم زیاد دیدم که میگه کار نیست اینجا بعداً متوجه شدم دوستمون بر فرض آی تی خونده ولی تو مشاور املاک کار کرده! خوب دوست عزیز شما تو ایران هم در زمینه آی تی کار پیدا نمی کنی چه برسه کانادا!!! اینقدر واسه مصاحبه واسه آفیسره خالی بستیم که خودمونم باورمون میشه متخصص هستیم!!!

- در صورتی که جزو افراد غیر متخصص فوق الذکر هستین که وارد کانادا میشین پول و وقتتون رو تلف نکنین سریع واسه کالج یا دانشگاه یا سرتیفیکیت اقدام کنین (البته بعد از تقویت زبان).

- باز هم واقع بین باشین: اگه یک لیسانسی 10 سال پیش گرفتین با معدل زیر 14، مقاله هم ندارین، توصیه نامه هم ندارین، سابقه کار آنچنانی هم ندارین اینجا کم پیش میاد واسه دانشگاه برای بر فرض مستر بتونین پذیرش بگیرین. بهترین کار اینه که یک سرتیفیکیت بگیرین بعد اگه دوست داشتین و لازم بود برین دانشگاه با رزومه جدیدتون برای دانشگاه اقدام کنین تا شانستون بالا بره.

- اگه شانس این رو دارین که بصورت پی آر وارد اینجا شین هول نزنین و از ایران واسه دانشگاه اپلای نکنین! باور کنین دیدتون اینجا خیلی عوض میشه. از چی می ترسین؟ بذارین یه فرقی بین شما و یک اینترنشنال استیودنت باشه! تجربه 6 ماه اول یکی از قشنگترین و بکرترین تجربه های زندگیتون میشه اگه قدرشو بدونین. بهترین فرصته خودتون رو بهتر بشناسین که چند مرده حلاجین!...

نوشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت 20:59 توسط سارا| |

مونترال جایی است که...
By Asita Se in Quebec Friends · Edit Doc · Delete

صحبتهای یکی از دوستان ساکن مونترال که تاکید کردند اسمی در گروه ازشون برده نشه:

اینجا مونتراله

:





-

همه شهر به Down

Town
،

NDG
و Côte-des-Neiges ختم نمی شه...

یه کم از پیلمون بیایم بیرون!



-

اگه بیشتر از 10000 دلار بیارین و دیکلیر نکنین 250 دلار جریمه می شین و ممکنه

پولتون هم ضبط بشه و میرین تو لیست سیاه فرودگاههای کانادا و تا 6 سال بعد هر بار

موقع ورود زیر و زبرتون رو می گردن!



-

تجربه نشون داده کسایی که یکی دو ماه اول یه جای مبله اجاره کردن انتخاب بهتری

داشتن واسه انتخاب نهایی خونه...



-

اگه از خونه هایی که سابلت میشن بگیرین از لحاظ مالی به نفعتونه.



-

به جای اینکه فکر کنین که بهتره "ظرف و ظروف" بیارین یا "سبزیجات خشک" بشینین فکر کنین اینجا می خواین چکار کنین! کم نیستن

ایرونیهایی که بعد از یک سال هنوز دارن فکر می کنن کالج بهتره یا دانشگاه!



-

کار تخصصی پیدا می شه به چند شرط: 1- تخصص واقعی 2- زبان خوب 3- رزومه و

کاورلتر حرفه ای 4- اعتماد به نفس



-

کبک بهشت دانشجویی و استان آلبرتا بهشت کاره. اگه حس و حال درس ندارین آماده

سفر به غرب کانادا باشین.



-

McGill
ادمیشن بسیار سخت گیری داره و حتماً مدرک زبان می خواد،

کنکوردیا رو می تونین پذیرش کاندیشنال بگیرین و ترم اول زبان بخونین و امتحان خود

دانشگاه رو بدین (ولی واسه صرفه جویی در پول و زمانتون ترجیحاً یا تافل و آیلتس

بدست بیاین کانادا یا اگه هم می خواین اینجا امتحان بدین با آمادگی کامل در حد

امتحان بیاین). دانشگاههای فرانسه زبان رشته به رشته، دانشگاه به دانشگاه، دانشکده

به دانشکده فرق می کنن. بهترین راه پرسش از ادمیشنه ولی اگه می خواین لیسانس

بخونین حتماً مدرک TFI می خواد یا

باید امتحان خود دانشگاه رو پاس کنین.



-

اگه برنامتون واسه زندگی تو مونترال 100 درصد نیست قرار داد یک ساله نبندین و

وسایل گرون نخرین که در صورت تغییر شهر باید بیفتین دنبال سابلت کردن و حراج وسایل

خونه به نصف قیمت اولیه...



-

6
ماه اول رو بازی بازی کنین...

قراردادهای دو سه ساله نبندین واسه موبایل و اینترنت و تلویزیون... اگه خواستین با

شرکت Bell یا Rogers طرف شین چشم و گوشتون رو کاملاً باز کنین.



-

در حال حاضر یکی از بهترین سرویسهای موبایل واسه نیوکامرها http://www.chatrwireless.com/ هستش... خوبیش اینه که ماه به ماه تمدید یا فسخش می شه

کرد. با اکثر گوشیهای ایران هم سازگاره. آدرس: 705 خیابان Saint Catherine ... جا که افتادین بیفتین دنبال قراردادهای یکی دو

ساله...



-

هیستوری ساختن واسه کردیتتون خیلی مهمه... اگه حداقل پول ماهیانه رو پرداخت

نکنین اعتبارتون خراب میشه... اگه هم کاملاً Last statement تون رو تصفیه نکنین به اعتبارتون لطمه نمی زنه ولی بهره

می کشن روش.



-

سعی کنین یه مدرک قانونی داشته باشین که در حال زندگی در کانادا هستین

(proof of your residential address in Québec).



مثلاً اگه

قرارداد خونه سالیانه (lease یا bail) نداشته

باشین، موبایل public یا prepaid داشته باشین که صورتحساب نداشته باشه، پول برقتون هم رو

اجارتون باشه، کارت کردیت هم نداشته باشین و بیکار هم باشین اثبات اینکه بر فرض یک

سال تو مونترال زندگی کردین دردسرهای خودشو داره... ارزش این داستان رو زمانی متوجه می شین که بخواین ثابت

کنین کانادا بودین مثلاً اگه بخواین کسی رو اسپانسر کنین یا واسه سیتیزین شیپ

اقدام کنین (تو گیت فرودگاه مهری زده نمیشه). سعی کنین اقلاً یک کارت کردیت فعال

داشته باشین که هر ماه پرداختش کنید.



-

Royal Bank of

Canada

(RBC)
یک بانک مناسب و Cash Back هم یک تیپ مناسب کردیت کارته واسه نیوکامرها...



-

زمستونا هر روز تا سر زانو برف نمی آد اینجا و آدم با لباسای ایرانشم می تونه

سر کنه فقط یه کم سنگین تر میشه وزنش!



-

کلاً هر سال داره زمستون اینجا گرمتر میشه، گاهاً هم از تهران گرمتر و غالباً با

هوای شهرهایی مثل همدان، زنجان و تبریز قابل مقایسه است...



-

از زمستون اینجا غول نسازین واسه خودتون... فقط طولانی تر از ایرانه...



-

از آدمهای منفی باف حتی المقدور اجتناب کنین خصوصاً چند ماه اول!



-

من شخصاً زمستون اینجا رو به هوای شرجی ماه جولای و رطوبت 90% ترجیح می دم!



-

Francisation
سه سطح 1، 2 و 3 داره که معمولاً بچه ها رو 2 و 3

میندازن. اگه فکر می کنین به این کلاسها نیاز دارین یه جوری لند کنین که کمترین

پرت زمانی رو داشته باشین از زمان ورود تا شروع کلاسهای فول تایم.



-

می تونین قبل از شروع کلاسهای فول تایم از کلاسهای پارت تایم استفاده کنین.



-

کبک فقط مونترال نیست و مونترال هم فقط کنکوردیا و مک گیل نیست... مسیر همه آدمها هم به پی اچ دی خصوصاً تو دانشگاه کنکوردیا

ختم نمیشه!



-

اکثر ایرانیها وقتی ایرانن می گن کار عار نیست اینجا که میان سختشون میشه کار

کردن!



-

از همون هفته اول شروع کنین به ایجاد کانکشن... اسممون بد در رفته و گرنه

ایرونیهای کمک ده کم نیستن...



-

کلاً قرار نیست هر ایرونی که تو خیابون باش دیدین باش رفیق شین یا شب بیاد خونتون.

تو ایران هم، همه با همه معاشرت نمی کنن! از هم فرار نکنیم.



-

اگه حتی خیلی خیلی هم خارجی بشین هویت ایرانی آش کشک خالست... هر چی کامینیوتی

ایرانی قویتر باشه به نفع همه ایرانیهاست...



-

اگه فرانسه بلد نیستین و علاقه ای هم بهش ندارین نگاهی هم به آلبرتا و تورنتو

و ونکور داشته باشین... اینجا بدون فرنچ ایزوله می شین... مگه بخواین درس بخونین.



-

کسی که با فرانسه ضعیف و انگلیسی خوب میاد زودتر جا میفته تا کسی که هر دو

زبانش متوسطه! ولی دیگه بعیده فرنچ رو جدی بگیره!



-

اینجا آمریکای شمالیه و انگلیسی برای پیدا کردن کار 100% لازمه!



-

ذهنیت مدرنیته از مونترال رو فراموش کنین... دبی که هیج تهران خودمونم هم خیلی

مواقع مدرن تره! اینجا هنوز نوار کاست فروخته می شه!



-

شرق مونترال یا بخش فرانسوی نشین الزاماً لولو خرخره، همجنس باز و خلافکار

نیستن... قابل توجه دوستان

بخصوص مجردی که علیرغم عدم تمکن مالی، اجاره های زیادی رو متحمل میشن و سر 6 ماه

پولشون ته می کشه...



-

خیلی از خونه های اینجا شما رو یاد خاطرات زمان مادربزرگها و پدربزرگها می

ندازه بسکه قدیمین!



-

کلاسهای فرانسه اینجا معجزه نمی کنن... فرانسه رو ایران یاد بگیرین... اکثر

کسایی که از فرانسه کبکی می نالن فرانسه فرانسشونم ضعیفه... کلاسهای اینجا عالین

واسه آشنایی با فرهنگ و اینتگریت شدن ولی واسه یادگیری فرانسه بستگی به استادتون

داره...



-

کلاسهای écriture که تو 3 سطح 1 تا 3 برگزار میشه به نظرم از

کلاسهای francisation مفیدترن!



-

پولی که بابت کلاسهای فرنچ می گیرین (روزی 23 دلار) نسبت به فول تایم بودنش

توش ضرره (با توجه به

اینکه حداقل حقوق اینجا ساعتی 9-10 دلاره)...



-

ممکنه به یک نیوکامر چند روز کمک کنی تا جا بیفته بعد ازش بپرسی کجا دوست داری

زندگی کنی؟ و اونم بگه جایی که ریخت هیچ ایرانی رو نبینم!!



-

کسی که 3 ماهه اینجاست توانایی اینو داره که سیستم اقتصادی- سیاسی و اجتماعی

کانادا و حتی رفتارهای شخصی استفان هارپر رو تحلیل می کنه و جواب همه سولات رو

داره ولی یکی که ده بیست ساله اینجاست ازش خیلی می شنوی "نمیدونم" و

"
به خودت بستگی داره" یا "تمام جوانب فلان کارو بچسب"، ...



-

کلاً نسبت به حرف کسایی که می گن حتماً این درسو بخون، فلان کارو بکن ،...

احتیاط کنین...



-

یه ایرانی بی خانمان توش کشته می شه توسط پلیس... ایرانیها تو فیس بوک حس

ناسیونالیستیشون گل می کنه و محکوم می کنن این حرکت رو... بعد اکثر کسایی که واسه

تظاهرات علیه خشونت پلیس جمع می شن غیر ایرانین فارغ از ملیت... اونا جمع می شن که

از انسانیت دفاع کنن و خشونت رو محکوم کنن و ما درگیر افکار قومیتی و نژادی... و

بعد هم میگیم اینا ریسیستن!



-

مرتب ازت می پرسن ایران همون عراقه؟ یا شما عربین؟ ایران کجاست اصلاً؟!



-

وقتی از یه ایرانی پرسیده میشه شما عربین رگ گردنمون میزنه بیرون و انگار

بهمون فحش دادن... اینجاست که چندهزار سال تاریخ مرور میشه و یه جوری حرف می زنیم

که طرف سوال پیش می یاد واسش پس چرا اومده اینجا این؟! مملکت خودش که بهشته! کلاً

این توانایی رو داریم که همه جا با توهماتمون زندگی می کنیم چه وقتی ایرانیم که

اینجا بهشته چه وقتی میایم اینجا با زندگی در چند هزار سال قبل...



-

شما عربین فحش نیست! یادمون نره ما جنوب کشورمونم عرب داریم و عرب فقط عرب

کشورهای حاشیه خلیج فارس نیستن...مراکش و لبنان و الجزایر و مصر هم عرب زیاد دارن...

پس به خودمون احترام بذاریم.



-

کارهای خیر و داوطلبانه و اداپت کردن فرزند بسیار رایجه...



-

ایرانیها الزماً خلق نشدن که به هم ضربه بزنن... خیلی از کارهای اولیه هممون

توسط یه ایرانی انجام شده... بدبین و قدر نشناس نباشیم نسبت به هم اینقدر...



-

مهمترین نکته اینکه موفقیت در مهاجرت از فردی به فرد دیگه متغیره و اینقدر

واسه هم نسخه نپیچیم الکی...



-

این نوشته ها تجربه شخصی 1 سال زندگی در مونتراله!



-

ادامه دارد

 

نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 13:31 توسط سارا| |

امسال هم مثل سالهای گذشته سال نو را در حالی شروع کردیم که در سفر بودیم . یک سفر متفاوت 10 روزه به ارمنستان که دو سال قبل هم این کشور رو دیده بودیم وبعد  گرجستان . حالا چرا میگم متفاوت چون با ماشین خودمون رفته بودیم و تونستیم از لحظه لحظه سفر لذت ببریم .امسال برخلاف سال قبل برنامه کل سفر رو از کارهای گمرکی و کاپوتاژ ماشین تا گرفتن گواهینامه بین المللی برای هردومون و رزرو هتل و غیره رو همسری ریخته بود که عالی هم بود . از ابتدای سال یه حسی بهم میگفت که سال جدید سالیه که همش در سفر هستیم و همینطور هم داره برامون برنامه سفرداخلی و خارجی , گروهی و انفردادی  پیش میاد . واقعا به این جمله که آدمی به هرچیز که بیاندیشه همونو خلق میکنه اعتقاد دارم. و امروز هم که یه اتفاق جالب برامون افتاد . امروز در یک قرعه کشی که در یک مراسم انجام شد من و همسری برنده یکهفته اقامت رایگان به انتخاب خودمون در اسپانیا ( جزایر قناری ) یا چین شدیم .بزن اون دست قشنگه رو..تا یک سال مهلت داریم که از این سفر استفاده کنیم که با مشورت به این نتیجه رسیدیم که  بعد از مصاحبه اگه عمری بود و هنوز نرفته بودیم به سفر آسمانی بریم جزایر قناری . میگن جزایر قناری 7 تا جزیره است که فقط 5 تاش مسکونی و توریستیه  چون در مورد 2 تا از جزایر خرافاتی وجود داره مثل وجود شیاطین یا آدم خوارها و غیره  تصمیم گرفتیم اگه توی مصاحبه قبول نشدیم بریم به همون 2 جزیره تا حداقل مهاجرت کنیم به اون دنیا .

هنوز منتظر مصاحبه ایم و اتفاق خاصی در برنامه مهاجرتیمون نیفتاده هر روز ایمیل چک میکنم و گاهی هم فرانسه میخونم و البته از اینکه همسر جان هنوز هیچی ازاین زبان شیرین نمیدونه حرص میخورم . وبلاگهای مهاجرتی دوستان سوت و کور شده . همه منتظریم و به آینده گاه امیدوار و گاه ناامید هستیم . پروسه مهاجرت خیلی خیلی طولانی شده و واقعا اداره مهاجرت کانادا شورشو درآورده.

این روزا یه دغدغه بزرگ دارم ..دلم میخواد برگردم تهران و پیش خانوادم باشم روزهای کشدار تابستون داره از راه میاد و من  ساعتهای زیادی از روز تنها هستم . با اینکه از اینجا تا شهر محل تولدم تهران فقط 25 دقیقه فاصله داره ( البته با مترو تند رو )اما خیلی توی این شهر احساس غربت میکنم !! حالا میفهمم که چرا بابایی همیشه حرف زادگاهشو میزنه و دلش میخواد برگرده به اون شهر .دوستای کرجی هم که کم لطفن نه قرارمداری ونه رفتی نه اومدی هیچی .تا 6 ماه قبل  روزهای جمعه  که من کلاس فرانسه میرفتم دوستان مهاجر لطف میکردن و جمعه ها قرار و مدار میزاشتن و مهمونی میگرفتن و منو دعوت میکردن و من بخاطر کلاس نمیرفتم و بعدش عکس میزاشتن توی فیس بوق و دل منو آب میکردن حالا که 6 ماهه کلاس نمیرم هیچکی برنامه نمیزاره .من از الان اعلام آمادگی میکنم که میتونم یه روز تعطیل یا غیر تعطیل به پیشنهاد یکی از دوستان به صرف آش رشته با دست پخت خودم میزبانتون باشم . هرکی پیشنهادی داره و یا میخواد دراین برنامه شرکت کنه لطفا نظر بده .خوشحال میشم

خوب اینم از اوضاع و احوال این روزهای من و ممنون ازهمه اونایی که به اشکال مختلف همیشه حالمو میپرسن.راستی همیشه به وبلاگتون سر میزنم اما عذر خواهی میکنم که به جمع خوانندگان خاموش پیوستم . فقط بدونین که همتونو دوست دارم و براتون بهترینها رو میخوام.

منتظر نظراتون هستم

نوشته شده در سه شنبه 12 اردیبهشت1391ساعت 23:23 توسط سارا| |

این مطلب رو جایی خوندم و برام جالب بود ، مشابهتش با دوستیهایم تامل برانگیز بود .

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ای ست، هول هولکی و دم دستی...

این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند.

این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند، خاطره نمی شود، فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی...

 

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است: پر از رنگ و بو .

این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی، برای جوکهای خنده دار تعریف کردن و برای فرستادن اس ام اس صد تا یک غاز. برای خاطره های دم دستی. اولش هم حس خوبی به تو می دهند.

این چای زود دم خارجی را می ریزی توی یک فنجان بزرگ و می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوشبحالترین آدم روی زمینی. فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده ته فنجان، بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر، یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار توی آن مرکب چین ریخته بودی نه چای...!!!

   

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد، باید انتظارش را بکشی، باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی، باید صبر کنی و آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی. باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک و خوب نگاهش کنی، عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی ... 

نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین1391ساعت 22:29 توسط سارا| |

دوستان خوبم یه چند وقتی درگیر خودم بودم !!! فکرم به شدت مشغول بود و حس و حال نوشتن نداشتم اما مطالبتونو تقریبا هفته ای 1 بار چک میکردم. برای تغییر روحیه خودم خیلی کارا کردم که فکر میکنم مثبت بوده اما خوب هزینه بر هم بود ! توی این 3 ماه خبری از پرونده مهاجرتیمون نشد نه نامه ای نه حرفی نه سخنی فکرم نمیکنم حالا حالاها خبری بشه حداقل تا 4-5 ماه آینده . یکی از اون هزینه هایی که برای تغییر روحیه کردم دور شدن از فرانسه بود بعد از 26 آذر که آزمون تف دادم عملا دفتر و کتاب بسته شد نه فیلم به زبان فرانسه دیدم نه کتاب خوندم تو این 3 ماه همه چی رو رها کردم به جز خودم و همسرم !

ایشاله بعد از سفر 12 روزه عید تصمیم دارم با اراده و پر انرژی برگردم و بچسبم به فرانسه و انجام دادن باقی کارها چون با تنبلی های من نه سرچ کاری کردم و نه به شرکتها ایمیل زدم و نه هیچ کار دیگه !

خوب دوستان بالاخره 91 هم داره با سرعت میاد .

پیشاپیش فرا رسیدن سال نو رو به همگیتون تبریک میگم و بهترینها رو برای همگی آرزو دارم . الهی که امسال هممون به همه آرزوهای کوچیک و بزرگمون بالاخره برسیم .. این متن تبریکو یکی از دوستای خوب زحمت کشیدن برام فرستادن چون خیلی زیباست پستمو با این جملات به پایان میبرم .

برایت از طلا تختی  [گل]مسیری رو به خوشبختی[گل]برایت عمر نوحی را[گل]وقاری همچو کوهی را[گل]برایت صبر ایوبی[گل]حیاتی مملو از خوبی[گل]برایت شاد بودن را      [گل]فقط آزاد بون را[گل]رفاقت را[قلب]محبت را[قلب]شرافت را دعا می کنم. دعایم کن.

بر سر سفره ی احساس اگر جایی بود سخن ساده ی تبریک مرا جا بدهید . سین هشتم سخن ساده ی  تبریک من است . جا سر سفره اگر نیست به دلها بدهید.  
پیشاپیش نوروز مبارک.



نوشته شده در پنجشنبه 25 اسفند1390ساعت 17:3 توسط سارا| |

دوستای خوبم سلام

بد از مدتها امروز دلم میخواد بنویسم. هوا بدجوری دلچسب شده و امروز از اون روزاست که حس خوبی دارم .

بعد از شوکی که بهم وارد شد سعی کردم آروم آروم به زندگی معمولم برگردم اون اتفاق از نظر روحی و جسمی خیلی منو بهم ریخت و زندگیمو متوقف کرد ولی خوب اتفاقی بود که ظاهرا باید می افتاد چون خواست خدا اونطور بود !

از امروز صبح دوباره ورزش رو شروع کردم و رفتم باشگاه  اولش بخاطر سرما  میخواستم با ماشینم برم اما تصمیم گرفتم پیاده برم و چقدر راه رفتن زیر برف زمانی که برفها زیر پاها قرش قرش صدا میدن و دونه های سرد و کوچیکش میخورن روی صورت حس خوبی داره , جالبه که اصلا هم سردم نشد .ورزش هم که همیشه برام لذتبخش بوده . دوستام کلی سورپرایز شدن که منو بعد از 1 ماه و نیم دیدن فکر نمیکردن حالا حالا ها برگردم .

بعد از آزمون تف آذر ماه رسما کتاب و دفتر رو بوسیدم و گذاشتم کنار ! حس خوندن نداشم و ندارم بیشتر به خاطر اینه که نمی دونم از کجا باید شروع کنم و چی باید بخونم .هنوز کارنامه آزمونمو نگرفتم و شاید فردا برم بگیرمش . راستی دوستان خوبی که توی موسسه کوثر به زودی آزمون دارید لینک زیر میتونه کمکتون کنه که با حال و هوای آزمون در اصفهان بیشتر آشنا بشید.

http://nahidyekmohajer.blogfa.com/post-100.aspx
مصاحبه ها شروع شده و طبق پیش بینی که کردم مصاحبه ما احتمالا بیفته برای خرداد یا تیر.اون موقع هم فکر کنم گرون ترین زمان برای سفر به ترکیه باشه .

راستی فردا باید برم سفارت کانادا که مبلغ پروسس فی پرونده  فدرالمو بعد از 14 ماه پس بگیرم ولی نامردا قراره معادل ریالیشو بهم پرداخت کنن ! ازمن دلار گرفتن و ریال پس میدن . اینا هم برامون دم درآوردن !

در آخر میخوام از لطف دوستای خوبی که توی اون روزای تلخ تنهام نزاشتن و با حرفاشون آرومم کردن سپاسگزاری کنم . بهترینها رو براتون آرزو دارم .

نوشته شده در چهارشنبه 19 بهمن1390ساعت 14:1 توسط سارا| |

نظرات پراکنده  برای دوستانی که عازم مصاحبه در استانبول هستند
1-    در ترکیه پولهاتون رو کم کم تبدیل به پول ترک کنید چون اونها اصلا تمایلی به پس دادن دلار ندارن !! و نمی تونین بعدا لیر رو با دلار معاوضه کنید...!!
و تبدیل نمیکنن ....لیر هم که به درد تون نمی خوره مگه اینکه همه رو خرج کنید یا نگه دارید تا سفر بعدی
2-    مراقب راننده های تاکسی بی انصاف هم باشین ...... هنگام سوار شدنبه تاکسی متر حتما نگاه کنید .ترکها برای به چنگ آوردن چندین دلار بیشتر مسیری رو میبرن که عرب نی میانداخت ........ مثلا برای بردن به " توپ کاپی سرای " یکدفعه از " میدان توپ کاپی " که اون سر شهره !! سر در میارین که ایشون به نون و نوایی برسن ....!!! حالا پول به جهنم !! اونجا دیگه به زحمت میشه تاکسی گیر آورد که شما رو به شهر برگردونه ........!! و باید بازهم چند برابر بدین ......تا برگردونن تون !!! موقع سوار شدن به تاکسی حتما شماره اونو بردارین و بنویسین .این کاریست که اکثر هتل ها هنگام سوار شدن شما به تاکسی میکنن .
 
ناراحت نباشین و خجالت نکشین ..عادیه .......وقتی شماره پلاکش تو جیبتونه فکر خلاف کمتر بسرش میزنه .اگه حوصله و وقت مترو شوار شدن رو داشته باشین ....انتخاب خوبیه ...... ما همش این کارو کردیم هم بخاطر هزینه هم اطمینان بیشتر.
3-    دنبال بلیط اعتباری و این حرفا نرین از مترو میتونین بلیط یا همون ژتون بخرید معمولا کنار هر ایستگاه یک دکه هست اگه نبود نزدیکترین دکه روزنامه فروشی که حتما هست و خود مردم ترکیه از اونجا ژتون میگیرن میتونید تهیه کنید. تراموا شهری و مترو و کلا وسایل نقلیه اشون پغفه هست.
4-    در ترکیه هم مثل اکثر کشورهای دنیا - قیمت فست فودهای زنجیره ای مناسب تره تا غذای رستوران . در استانبول هم هزینه رستوران ها خیلی گرونه و به قول یکی از بچه ها دونر کباب که در واقع فست فود ترکی است هزینه پایین تری داره . ولی معمولا نظافت دراین رستورانها خیلی رعایت نمیشه ..... مخصوصا که در محیط پر رفت و آمد واقع باشه . هان فست فودهای زنجیره ای خارجی اقلا ظاهرشون مرتب تره ....!! (البته اونایی که اهل ساندویچ کثیفن میتونن مطابق میلشون عمل کنن ;)
5-    برای دیدن درجه هوا هم قبل از رفتن - برو اینجا ببین : http://www.weather.yahoo.comالبته این سایت رو تازه بهم معرفی کردن که ظاهرا کارش خوبه :http://www.foreca.com/Turkey/Istanbul
6-    جزیره های زیبایی داره که بد نیست برید و ببینید ( مثل بیوک آدا و ...آدا)..... کافیه با تاکسی یا مترو برین کنار اسکله و بلیط بگیرین و تو صف بایستین تا سوار کشتی بشین
7-    مسجد ایاصوفیه خیلی زیباست و پر ابهت ....... مسجد کبود و یا سلطان احمد هم نزدیکشه ... برای ورود به مساجد قدیمی - خودشون دم در هم به همه خانومها روسری میدن
8-    بالای بلوار آتاتورک هم یه کوچه پس کوچه های سنگ فرش قسنگی هم هست که پر از کافی شاپ و رستوران و مغازس که بدک نیست برای گشتن .
9-    کاخ توپکاپی : از تاکسیم با اتوبوس T 4 مسیر Taksim-Sultanahmet ویا B61 مسیر Taksim-Beyazıt به بیازیت آمده و از آنجا با استفاده از تراموای به مدیان سلطان احمد بروید. زمان لازم برای گردش: برای کاخ بین 3 تا 4 ساعت. برای حرمسرا نیز یک ساعت، برای خزینه هم حدود 40 دقیقه زمان کافی است. توجه: علاوه بر بلیط ورود به کاخ، برای حرمسرا نیز جداگانه باید بلیط تهیه کنید.
 
در مسیری که بسمت «کاخ توپکاپی» میرود، سمت چپ «ایاصوفیا» و سمت راست آن «چشمه سلطان احمد سوم» قرار گرفته که در انتهای راه  این کاخ را با احتشام و ساختمانی متواضع خواهید دید. درب بزرگی ک ه حیاط کاخ را از فضای بیرون جدا میکند بنام «باب همایون» "Bab-ı Hümayun" که درب سلطان نیز نامیده میشود قرار دارد. این درب اصلی کاخ است که در امتداد آن دیوارهای قلعه ای کاخ قرار گرفته است.  

10- نقل قول : "از مهمترين مراكز خريد در استانبول مي‌توان به كاپالي چارشي (بازار مسقف) مي‌سير چارشي‌سي (بازار ادويه) خيابانهاي استقلال ـ جمهوريت ـ روملي ـ مركز خريد گالريا در آتاكوي ـ آك مركز در اتيلر ـ مركز خريد كارفور ـ خيابان بهاريه ـ بغداد ـ عثمان بي ـ مرتر و مراكز خريد ميگروس ، مترو، بيم، يمپاش، كيلر اشاره نمود." نقل قول : " فروشگاههای خیابان " نیشان تاشی " Neshaan Tashi محل خرید خوبیه ... این خیابان - فرعی های زیادی داره که همه جور فروشگاه اونجا هست . قسمتی هم بی اوقلو نام داره Beyoglu . برای خرید آب و مایحتاج عمومی روزانه فروشگاه های " میگروس " Migrosمناسبن .......که نزدیک یک مرکز خرید بزرگ چند طبقه بنام " جواهر مرکزی " است . و نیز " آک مرکزی " و " گالریا " هم مراکز دیگر خرید هستن .....!!"
برای خرید سوغاتی و بعد از اینکه جاهای دیدنی رو دیدین این چهار تای بعدی رو یک سر یزنین :
11- اولیویوم(Olivium Outlet Center- Zeytin burno)
12- مترو سیتی (Metro City)
بطور مستقیم در ارتباط با متروی شهری در ایستگاه لونت Levent هر روز از ساعت 10 صبح الی 22 ورود و خروج مستقیم از داخل متروترانوا+ فونیکولار+مترو
13- مرکز خرید جواهر Javaher باز هم از خود مترو میشود رفت باید سوال کنی و نقشه ببینی
14- پروفیلو Profilo Alisveris Merkeziآدرسش اینه : (Cemelsahir CAD- مجیدیه کوی Mecidiye-Koy)
 
15- قیمت هتل هایی که در راسته " میدان و خیابان تقسیم" و" استقلال " و" آکسارای " قرار دارن مناسبن و بعلاوه برای رفتن به رستوران و مراکز خرید و ..... نیاز زیادی به پرداخت کرایه تاکسی نخواهید داشت .
16- اگه با تور میرین تمام مواردی رو که تور به شما قول داده کتبی روی قرارداد بیارین که اونجا دیگه دستتون به کسی نمیرسه اگه بهش عمل نکنن .....!!! معمولا اگه از آزانس معتبری تور رو نگرفته باشین ...تور همکار ( چه ایرونی و چه ترک ! ) در ترکیه " بزن و در رو " !!! عمل میکنه !!!!! ( البته بعضی ها !! نه همه ....)
17- کاخ دولما باغچه یادتون نره حتما برین قشنگه.

موفق و شاد باشید

نوشته شده در جمعه 7 بهمن1390ساعت 15:33 توسط سارا| |

پیشنهاد می کنم تا قبل از جا افتادن کامل در کانادا، گذراندن یک زمستان از سر و پیدا کردن کار و شغلی مطمئن به فکر خرید خانه نباشید. یک سال در این کشور زندگی کنید با خوب و بد آن آشنا شوید و بعد از آشنا شدن با محیط زندگی جدید و عادت کردن به آن اگر تصمیم گرفتید پرس و جو کرده دنبال خرید بروید. تا آن موقع اجاره نشینی بهترین کار است. به همین خاطر بنده در این مطلب شما را با مقررات کلی اجاره آشنا می کنم، با این یاد آوری که جزئیات ممکنست در هر استان کمی متفاوت باشد شما خودتان پی گیری بفرمایید.

در وحله ی اول موقعیت مکانی و کیفیت منطقه برای سکونت خیلی مهم است. منطقه و محله باید امن باشد. در این مورد به آمار سرقت و کارهای خلاف دسترسی پیدا کنید. دقت نمایید که مسکن اجاره ای حتی المقدور با توجه به علاقه و سلیقه تان به بعضی مراکز نزدیک باشد. به فاصله ی مراکز خرید و ایستگاه اتوبوس و مترو هم توجه داشته باشید . بعد خود ساختمان منزل که باید همه چیزش مرتب و سالم بوده و امنیت داشته باشد. راحت باشد و مخارجش در حد امکانات مالی شما باشد. از داخل و خارج همه چیز را کنترل و وارسی کنید. اگر مشکلی به چشم خورد از صاحبخانه بخواهید آنها را رفع کند. قبل از امضای قرار داد و اسباب کشی همه مسایل را بررسی و از حق و حقوق و مسئولیت های خودتان و صاحبخانه ( شخص حقیقی باشد یا حقوقی ) آگاه شوید. مثلاً اگر سیگاری هستید از چیز های مهمی که باید به آن توجه شود آگاهی از مقررات سیگار کشیدن در داخل محل زندگی است. تقریباً در تمامی مجتمع های مسکونی و آپارتمانها یا قسمتی از منزل راکه اجاره می دهند (مثل زیر زمین ) کشیدن سیگار ممنوع است و در این مورد “چهار دیواری اختیاری ” مصداق ندارد؛ چون به مجرد هوا رفتن دود سیگار صدای آژیر دستگاه حساس به دود بلند می شود و در بسیاری از جاها این آژیر به آتش نشانی و مراکز امدادی متصل است و به خاطر یک پک سیگار یکباره همه سرازیر می شوند و آنوقت شما را جریمه می کنند. نصب این دستگاه های حساس به حرارت و دود
Smoke detector در منازل از نظر بیمه اجباری است و مستاجر اجازه ی از کار انداختن یا خاموش کردن آن را ندارد.

مسایل دیگری که باید به آنها توجه داشت عبارت از سالم بودن چراغها و کلید و پریز هاست. باید دقت کرد که شیرهای آب چکه نکنند. وسایل موجود در آشپزخانه مثل یخچال، اجاق خوراکپزی برقی یا گازی و دستگاه مایکروویو سالم باشند. پنجره ها سالم و دو جداره و به قول خودمان آب بندی باشند که تبادل حرارتی آن کم باشد. پله ها و نرده ها و در صورت وجود آسانسور هم سالم باشند. علاوه بر اینها باید به نظافت منزل – تمیزی رنگ و نقاشی دیوارها و سقف – سالم بودن کف پوش یا موکت توجه کرد. اگر هم مورد اجاره منزل است تمیزی حیاط و سالم بودن چمن و باغچه ها و محل نگهداری آشغال و زباله که سر پوشیده باشند و سایر مسایل بهداشتی مورد نظر.

باز هم یاد آوری می کنم قبل از امضای اجاره نامه ی آپارتمان در یک مجتمع یا بخصوص منزل دربست یا حتی طبقه ای از یک منزل بزرگ در باره ی همه چیز سوال کنید و اطلاعات لازم را کسب نمایید. مثلاً پرداخت هزینه های آب و برق (معروف به
Hydro) و گاز Natural Gas با کیست؟ این هزینه ها چقدر است؟ به ویژه در زمستان که هزینه ی گرم کردن منزل بیشتر می شود. در بعضی از مجتمع ها امکان خاموش کردن سیستم گرمایش در زمستان وجود ندارد. اگر به قول معروف گرمایی باشید دچار مشکل می شوید. از وجود سیستم مرکزی خنک کننده یا کولر و تعداد آنها پرس و جو کنید. بپرسید که در صورت لزوم می توانید کولر اضافی نصب کنید یا خیر؟ آیا برای استفاده از پارکینگ ماشین و گاراژ باید جدا گانه پولی پرداخت کنید یا روی کرایه خانه می باشد. استفاده از ماشین لباسشویی و انباری هم همچنین. محلی را که اجاره می کنید دارای کدامیک از وسایل اصلی آشپزخانه هست؟ اگر جایی اجاره یا خریداری شده و قرار است بعداً وسایل آشپزخانه ی آن را بیاورند مسئولیت و هزینه های نصب با کیست؟ هزینه ی نگهبانی در آپارتمانها چقدر است و به عهده ی کیست و چگونه محاسبه می شود؟ شارژ ماهانه ای که پرداخت می کنید بابت چه چیز هایی ست و صورتحساب کدام خرج ها را شما باید پرداخت کنید؟ خلاصه این که از کلیه ی مقررات خانه و آپارتمان مورد نظر آگاه شوید . آیا ورود و نگاه داشتن حیوانات خانگی آزاد است یا نه؟ اگر منزل دربست اجاره کردید و احیاناً بوی سیگار می داد از صاحبخانه بخواهید که بو زدایی کند چون ممکنست در زمان تخلیه از این بابت خرجی به گردن شما بیفتد. چند نفر می توانند در محل مورد اجاره زندگی کنند؟ – مقررات مربوط به آمد و رفت میهمانان و جریمه ی دیرکرد پرداخت اجاره ی ماهانه و یا تخفیف بابت پرداخت پیش از موقع -اگر بچه دار هستید زمان بازی بچه ها و سر و صدای آنها یا ساعاتی را که باید ساکت باشند را بپرسید . ( پیشنهاد می کنم آپارتمانی را اجاره کنید که ساکن طبقه زیر شما پیر زن یا پیر مرد و یا خانواده ی بی بچه نباشند) – همینطور در مورد هزینه نگهداری و مسئولیت زدن چمن ها و رسیدگی به گلها و باغچه ها و نظافت محوطه و برف روبی تکلیفتان روشن کنید و همه ی موارد را مکتوب کنید. چه تغییراتی را می توانید در داخل محل مسکونی خود( بدون اطلاع یا با اطلاع صاحبخانه ) بدهید؟ مثلاً تعویض پرده – چراغ سقفی – قفل ورودی منزل یا آپارتمان – نصب قاب عکس – تغییر رنگ آمیزی و نقاشی دیوارهای داخلی – وسایل ایمنی یا داخل حمام چه چیزهایی را نصب کنید یا اگر موجود است جا به جا کنید. موضوع مهم دیگری را هم که باید توجه داشت مربوط می شود به اقداماتی که باعث کور شدن دید همسایه ها شود. مثلاً ماشین بزرگی داشته باشید که با پارک کردن آن جلوی دید ساکنین طبقه ی اول گرفته شود.

 http://www.mohajeran.ca/?p=10304

نوشته شده در جمعه 30 دی1390ساعت 13:50 توسط سارا| |

چقدر عمر شادیهایم کوتاه است


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 23 دی1390ساعت 22:28 توسط سارا|

همیت یادگیری زبان برای یافتن شغل:

دوره چند ساله انتظار برای رسیدن نوبت مصاحبه مهاجرت شاید بهنظر طولانی بیاید ، اما در حقیقت بهترین فرصت برای شما جهت آماده کردن خود و موفقیتسریعتر در کلیه امور زندگی در اینجا بحساب می آید.

خیلی ها که هم اکنون در کانادا بسر می برند، از اینکه در هنگامحضور در ایران برخی امور مهم را انجام ندادند بسیار پشیمانند ، چون دوندگی روزمره وکسب درآمد برای گذران زندگی، آنقدر وقت مهاجران را می گیرد که کمتر فرصتی برایکارهای دیگر پیدا می کنند.
این دوره انتظار خیلی سریع می گذرد ، زودتر از آنچه که فکر میکنید، همانطور که برای ما گذشت.
پس وقت را تلف نکنید و سریع دست بکار شوید:
اولین و آخرین و مهمترین کار: زبان ..زبان ..زبان...!
دربارهآموزش زبان هر چه بگوییم کم است. اگر با توانایی ناکافی زبان به کانادا مهاجرتکنید، ضرر آن را در نیافتن شغل مناسب، جرأت نکردن به ورود به جامعه کانادایی واتصال دائم به جامعه ایرانی، عدم آشنایی با رموز موفقیت، عدم آشنایی به قوانین ودفاع از حقوق خود، اتلاف وقت بسیار و هدر رفتن سرمایه اولیه بدلیل شرکت در کلاس هایزبان و خیلی موارد دیگر خواهید داد.
وقتی در ایران به شما بگویند ، انگلیسی ات چقدر خوبه! یعنی درابتدای راه هستید! و باید ادامه دهید تا توانایی خود را تکمیل کنید.
چطور بدانیمزبان ما خوب است یا نه؟ حتی اگر مدرک دانشگاهی زبان هم د اشته باشید دلیل بر کافیبودن اطلاعات شما نیست.
اولین کاربرد توانایی زبان، یافتن شغل خوب است:
*
تصور کنید اگر رزومه پربار شما مورد موافقت قرار گرفت، آمادگی شرکت در مصاحبهاستخدامی را دارید؟..
*
آیا می توانید از رقبای چینی و هندی خود که بخوبیانگلیسی حرف می زنند پیشی بگیرید و آن شغل را تصاحب کنید؟..
*
اگر همانجا از شماخواستند متن خاصی را بنویسید، چقدر غلط املایی و دستوری خواهید داشت؟
*
اگر چندسوال سوال تخصصی در مورد رشته کاریتان بپرسند، آنقدر به اصطلاحات مربوطه تسلط داریدکه دنبال لغت نگردید؟
*
چند کتاب زبان اصلی درباره رشته تخصصی خود مطالعه کردهاید؟
*
اگر برای شغلی که با ارباب رجوع طرف است ، درخواست کنید ، آنقدر اعتمادبنفس دارید که نماینده شرکت مذکور باشید؟..
*
می توانید در جلسات داخلی شرکت ودر حضور مسئولین اظهار نظر کنید؟..
*
اگر از شما بخواهند یک گزارش کوتاه از جلسهیا رویداد خاصی را آماده کنید، چقدر طول خواهد کشید؟
*
تاکنون چقدر در اینترنت،اطلاعات انگلیسی مربوط به رشته کاری خود را در کانادا یافته و مطالعه کرده اید؟
اینها فقط موارد مربوط به شغل بود . البته شرایط دیگری نظیر سابقهکار کانادایی یا تحصیلات کانادایی هم در یافتن شغل مؤثر است اما ما فرض را بر مناسببودن رزومه شما گذاشتیم.
در زندگی روزمره ، نظیر خرید، مکالمات تلفنی، بانک، امور منزل و غیره نیز توانایی زبان شما را سریعتر با محیط جدید وفق می دهد.
چه بسا هموطنانی که سال ها در اینجا اقامت دارند و هنوز انگلیسی را شکسته بسته حرف می زنند!
برای همه امور زندگی، انواع فرم ها، بروشورها و راهنماها به شما داده می شود که در آن حقوق شما به عنوان مشتری قید شده است. بی حوصلگی ما ایرانیان نسبت به خواندن این متون، بارها باعث ضررهای هنگفتی می شود. 
به نقل از کبک فرند
نوشته شده در سه شنبه 13 دی1390ساعت 22:31 توسط سارا| |

Design By : Night Melody
Caractéristiques et des outils


online Hard Drive Speed
Web Counter