به کانادا چنین شتابان !
خاطرات مهاجرت من و همسر جان از آغاز تا پایان
امسال هم مثل سالهای گذشته سال نو را در
حالی شروع کردیم که در سفر بودیم . یک سفر متفاوت 10 روزه به ارمنستان که دو سال
قبل هم این کشور رو دیده بودیم وبعد
گرجستان . حالا چرا میگم متفاوت چون با ماشین خودمون رفته بودیم و تونستیم
از لحظه لحظه سفر لذت ببریم .امسال برخلاف سال قبل برنامه کل سفر رو از کارهای
گمرکی و کاپوتاژ ماشین تا گرفتن گواهینامه بین المللی برای هردومون و رزرو هتل و
غیره رو همسری ریخته بود که عالی هم بود . از ابتدای سال یه حسی بهم میگفت که سال
جدید سالیه که همش در سفر هستیم و همینطور هم داره برامون برنامه سفرداخلی و خارجی
, گروهی و انفردادی پیش میاد . واقعا به
این جمله که آدمی به هرچیز که بیاندیشه همونو خلق میکنه اعتقاد دارم. و امروز هم
که یه اتفاق جالب برامون افتاد . امروز در یک قرعه کشی که در یک مراسم انجام شد من
و همسری برنده یکهفته اقامت رایگان به انتخاب خودمون در اسپانیا ( جزایر قناری )
یا چین شدیم .بزن اون دست قشنگه رو..تا یک سال مهلت داریم که از این سفر استفاده
کنیم که با مشورت به این نتیجه رسیدیم که بعد از مصاحبه اگه عمری بود و هنوز نرفته بودیم
به سفر آسمانی بریم جزایر قناری . میگن جزایر قناری 7 تا جزیره است که فقط 5 تاش مسکونی
و توریستیه چون در مورد 2 تا از جزایر
خرافاتی وجود داره مثل وجود شیاطین یا آدم خوارها و غیره تصمیم گرفتیم اگه توی مصاحبه قبول نشدیم بریم
به همون 2 جزیره تا حداقل مهاجرت کنیم به اون دنیا . هنوز منتظر مصاحبه ایم و اتفاق خاصی در
برنامه مهاجرتیمون نیفتاده هر روز ایمیل چک میکنم و گاهی هم فرانسه میخونم و البته
از اینکه همسر جان هنوز هیچی ازاین زبان شیرین نمیدونه حرص میخورم . وبلاگهای
مهاجرتی دوستان سوت و کور شده . همه منتظریم و به آینده گاه امیدوار و گاه ناامید
هستیم . پروسه مهاجرت خیلی خیلی طولانی شده و واقعا اداره مهاجرت کانادا شورشو
درآورده. این روزا یه دغدغه بزرگ دارم ..دلم
میخواد برگردم تهران و پیش خانوادم باشم روزهای کشدار تابستون داره از راه میاد و
من ساعتهای زیادی از روز تنها هستم . با اینکه
از اینجا تا شهر محل تولدم تهران فقط 25 دقیقه فاصله داره ( البته با مترو تند رو
)اما خیلی توی این شهر احساس غربت میکنم !! حالا میفهمم که چرا بابایی همیشه حرف
زادگاهشو میزنه و دلش میخواد برگرده به اون شهر .دوستای کرجی هم که کم لطفن نه
قرارمداری ونه رفتی نه اومدی هیچی .تا 6 ماه قبل
روزهای جمعه که من کلاس فرانسه
میرفتم دوستان مهاجر لطف میکردن و جمعه ها قرار و مدار میزاشتن و مهمونی میگرفتن و
منو دعوت میکردن و من بخاطر کلاس نمیرفتم و بعدش عکس میزاشتن توی فیس بوق و دل منو
آب میکردن حالا که 6 ماهه کلاس نمیرم هیچکی برنامه نمیزاره .من از الان اعلام
آمادگی میکنم که میتونم یه روز تعطیل یا غیر تعطیل به پیشنهاد یکی از دوستان به
صرف آش رشته با دست پخت خودم میزبانتون باشم . هرکی پیشنهادی داره و یا میخواد
دراین برنامه شرکت کنه لطفا نظر بده .خوشحال میشم خوب اینم از اوضاع و احوال این روزهای
من و ممنون ازهمه اونایی که به اشکال مختلف همیشه حالمو میپرسن.راستی همیشه به وبلاگتون سر میزنم اما عذر خواهی میکنم که به جمع خوانندگان خاموش پیوستم . فقط بدونین که همتونو دوست دارم و براتون بهترینها رو میخوام. منتظر نظراتون هستم
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ای ست، هول هولکی و دم دستی... این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند. این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند، خاطره نمی شود، فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی... دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است: پر از رنگ و بو . این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی، برای جوکهای خنده دار تعریف
کردن و برای فرستادن اس ام اس صد تا یک غاز. برای خاطره های دم دستی. اولش
هم حس خوبی به تو می دهند. این چای زود دم خارجی را می ریزی توی یک فنجان بزرگ و می نشینی با شکلات
فندقی می خوری و فکر می کنی خوشبحالترین آدم روی زمینی. فقط نمی دانی چرا
باقی چای که مانده ته فنجان، بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر، یک مایع
سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار توی آن مرکب چین
ریخته بودی نه چای...!!! دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است. باید نرم دم
بکشد، باید انتظارش را بکشی، باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی، باید صبر
کنی و آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی. باید آن را بریزی در یک استکان
کوچک کمر باریک و خوب نگاهش کنی، عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه
جرعه بنوشی اش و زندگی کنی ...
دوستان خوبم یه چند وقتی درگیر خودم بودم !!! فکرم به شدت مشغول بود و حس و حال نوشتن نداشتم اما مطالبتونو تقریبا هفته ای 1 بار چک میکردم. برای تغییر روحیه خودم خیلی کارا کردم که فکر میکنم مثبت بوده اما خوب هزینه بر هم بود ! توی این 3 ماه خبری از پرونده مهاجرتیمون نشد نه نامه ای نه حرفی نه سخنی فکرم نمیکنم حالا حالاها خبری بشه حداقل تا 4-5 ماه آینده . یکی از اون هزینه هایی که برای تغییر روحیه کردم دور شدن از فرانسه بود بعد از 26 آذر که آزمون تف دادم عملا دفتر و کتاب بسته شد نه فیلم به زبان فرانسه دیدم نه کتاب خوندم تو این 3 ماه همه چی رو رها کردم به جز خودم و همسرم ! ایشاله بعد از سفر 12 روزه عید تصمیم دارم با اراده و پر انرژی برگردم و بچسبم به فرانسه و انجام دادن باقی کارها چون با تنبلی های من نه سرچ کاری کردم و نه به شرکتها ایمیل زدم و نه هیچ کار دیگه ! خوب دوستان بالاخره 91 هم داره با سرعت میاد . پیشاپیش فرا رسیدن سال نو رو به همگیتون تبریک میگم و بهترینها رو برای همگی آرزو دارم . الهی که امسال هممون به همه آرزوهای کوچیک و بزرگمون بالاخره برسیم .. این متن تبریکو یکی از دوستای خوب زحمت کشیدن برام فرستادن چون خیلی زیباست پستمو با این جملات به پایان میبرم . برایت از طلا تختی [گل]مسیری رو به خوشبختی[گل]برایت عمر نوحی را[گل]وقاری همچو کوهی را[گل]برایت صبر ایوبی[گل]حیاتی مملو از خوبی[گل]برایت شاد بودن را [گل]فقط آزاد بون را[گل]رفاقت را[قلب]محبت را[قلب]شرافت را دعا می کنم. دعایم کن.
دوستای خوبم سلام بد از مدتها امروز دلم میخواد بنویسم. هوا بدجوری دلچسب شده و امروز از اون روزاست که حس خوبی دارم . بعد از شوکی که بهم وارد شد سعی کردم آروم آروم به زندگی معمولم برگردم اون اتفاق از نظر روحی و جسمی خیلی منو بهم ریخت و زندگیمو متوقف کرد ولی خوب اتفاقی بود که ظاهرا باید می افتاد چون خواست خدا اونطور بود ! از امروز صبح دوباره ورزش رو شروع کردم و رفتم باشگاه اولش بخاطر سرما میخواستم با ماشینم برم اما تصمیم گرفتم پیاده برم و چقدر راه رفتن زیر برف زمانی که برفها زیر پاها قرش قرش صدا میدن و دونه های سرد و کوچیکش میخورن روی صورت حس خوبی داره , جالبه که اصلا هم سردم نشد .ورزش هم که همیشه برام لذتبخش بوده . دوستام کلی سورپرایز شدن که منو بعد از 1 ماه و نیم دیدن فکر نمیکردن حالا حالا ها برگردم . بعد از آزمون تف آذر ماه رسما کتاب و دفتر رو بوسیدم و گذاشتم کنار ! حس خوندن نداشم و ندارم بیشتر به خاطر اینه که نمی دونم از کجا باید شروع کنم و چی باید بخونم .هنوز کارنامه آزمونمو نگرفتم و شاید فردا برم بگیرمش . راستی دوستان خوبی که توی موسسه کوثر به زودی آزمون دارید لینک زیر میتونه کمکتون کنه که با حال و هوای آزمون در اصفهان بیشتر آشنا بشید. http://nahidyekmohajer.blogfa.com/post-100.aspx راستی فردا باید برم سفارت کانادا که مبلغ پروسس فی پرونده فدرالمو بعد از 14 ماه پس بگیرم ولی نامردا قراره معادل ریالیشو بهم پرداخت کنن ! ازمن دلار گرفتن و ریال پس میدن . اینا هم برامون دم درآوردن ! در آخر میخوام از لطف دوستای خوبی که توی اون روزای تلخ تنهام نزاشتن و با حرفاشون آرومم کردن سپاسگزاری کنم . بهترینها رو براتون آرزو دارم . نظرات پراکنده برای دوستانی که عازم مصاحبه در استانبول هستند موفق و شاد باشید پیشنهاد می کنم تا قبل از جا افتادن کامل در کانادا، گذراندن یک زمستان از سر و پیدا کردن کار و شغلی مطمئن به فکر خرید خانه نباشید. یک سال در این کشور زندگی کنید با خوب و بد آن آشنا شوید و بعد از آشنا شدن با محیط زندگی جدید و عادت کردن به آن اگر تصمیم گرفتید پرس و جو کرده دنبال خرید بروید. تا آن موقع اجاره نشینی بهترین کار است. به همین خاطر بنده در این مطلب شما را با مقررات کلی اجاره آشنا می کنم، با این یاد آوری که جزئیات ممکنست در هر استان کمی متفاوت باشد شما خودتان پی گیری بفرمایید.
بر سر سفره ی احساس اگر جایی بود سخن ساده ی تبریک مرا جا بدهید . سین هشتم سخن ساده ی تبریک من است . جا سر سفره اگر نیست به دلها بدهید.
پیشاپیش نوروز مبارک.
مصاحبه ها شروع شده و طبق پیش بینی که کردم مصاحبه ما احتمالا بیفته برای خرداد یا تیر.اون موقع هم فکر کنم گرون ترین زمان برای سفر به ترکیه باشه .
1- در ترکیه پولهاتون رو کم کم تبدیل به پول ترک کنید چون اونها اصلا تمایلی به پس دادن دلار ندارن !! و نمی تونین بعدا لیر رو با دلار معاوضه کنید...!!
و تبدیل نمیکنن ....لیر هم که به درد تون نمی خوره مگه اینکه همه رو خرج کنید یا نگه دارید تا سفر بعدی
2- مراقب راننده های تاکسی بی انصاف هم باشین ...... هنگام سوار شدنبه تاکسی متر حتما نگاه کنید .ترکها برای به چنگ آوردن چندین دلار بیشتر مسیری رو میبرن که عرب نی میانداخت ........ مثلا برای بردن به " توپ کاپی سرای " یکدفعه از " میدان توپ کاپی " که اون سر شهره !! سر در میارین که ایشون به نون و نوایی برسن ....!!! حالا پول به جهنم !! اونجا دیگه به زحمت میشه تاکسی گیر آورد که شما رو به شهر برگردونه ........!! و باید بازهم چند برابر بدین ......تا برگردونن تون !!! موقع سوار شدن به تاکسی حتما شماره اونو بردارین و بنویسین .این کاریست که اکثر هتل ها هنگام سوار شدن شما به تاکسی میکنن .
ناراحت نباشین و خجالت نکشین ..عادیه .......وقتی شماره پلاکش تو جیبتونه فکر خلاف کمتر بسرش میزنه .اگه حوصله و وقت مترو شوار شدن رو داشته باشین ....انتخاب خوبیه ...... ما همش این کارو کردیم هم بخاطر هزینه هم اطمینان بیشتر.
3- دنبال بلیط اعتباری و این حرفا نرین از مترو میتونین بلیط یا همون ژتون بخرید معمولا کنار هر ایستگاه یک دکه هست اگه نبود نزدیکترین دکه روزنامه فروشی که حتما هست و خود مردم ترکیه از اونجا ژتون میگیرن میتونید تهیه کنید. تراموا شهری و مترو و کلا وسایل نقلیه اشون پغفه هست.
4- در ترکیه هم مثل اکثر کشورهای دنیا - قیمت فست فودهای زنجیره ای مناسب تره تا غذای رستوران . در استانبول هم هزینه رستوران ها خیلی گرونه و به قول یکی از بچه ها دونر کباب که در واقع فست فود ترکی است هزینه پایین تری داره . ولی معمولا نظافت دراین رستورانها خیلی رعایت نمیشه ..... مخصوصا که در محیط پر رفت و آمد واقع باشه . هان فست فودهای زنجیره ای خارجی اقلا ظاهرشون مرتب تره ....!! (البته اونایی که اهل ساندویچ کثیفن میتونن مطابق میلشون عمل کنن ;)
5- برای دیدن درجه هوا هم قبل از رفتن - برو اینجا ببین : http://
6- جزیره های زیبایی داره که بد نیست برید و ببینید ( مثل بیوک آدا و ...آدا)..... کافیه با تاکسی یا مترو برین کنار اسکله و بلیط بگیرین و تو صف بایستین تا سوار کشتی بشین
7- مسجد ایاصوفیه خیلی زیباست و پر ابهت ....... مسجد کبود و یا سلطان احمد هم نزدیکشه ... برای ورود به مساجد قدیمی - خودشون دم در هم به همه خانومها روسری میدن
8- بالای بلوار آتاتورک هم یه کوچه پس کوچه های سنگ فرش قسنگی هم هست که پر از کافی شاپ و رستوران و مغازس که بدک نیست برای گشتن .
9- کاخ توپکاپی : از تاکسیم با اتوبوس T 4 مسیر Taksim-Sultanahmet ویا B61 مسیر Taksim-Beyazıt به بیازیت آمده و از آنجا با استفاده از تراموای به مدیان سلطان احمد بروید. زمان لازم برای گردش: برای کاخ بین 3 تا 4 ساعت. برای حرمسرا نیز یک ساعت، برای خزینه هم حدود 40 دقیقه زمان کافی است. توجه: علاوه بر بلیط ورود به کاخ، برای حرمسرا نیز جداگانه باید بلیط تهیه کنید.
در مسیری که بسمت «کاخ توپکاپی» میرود، سمت چپ «ایاصوفیا» و سمت راست آن «چشمه سلطان احمد سوم» قرار گرفته که در انتهای راه این کاخ را با احتشام و ساختمانی متواضع خواهید دید. درب بزرگی ک ه حیاط کاخ را از فضای بیرون جدا میکند بنام «باب همایون» "Bab-ı Hümayun" که درب سلطان نیز نامیده میشود قرار دارد. این درب اصلی کاخ است که در امتداد آن دیوارهای قلعه ای کاخ قرار گرفته است.
10- نقل قول : "از مهمترين مراكز خريد در استانبول ميتوان به كاپالي چارشي (بازار مسقف) ميسير چارشيسي (بازار ادويه) خيابانهاي استقلال ـ جمهوريت ـ روملي ـ مركز خريد گالريا در آتاكوي ـ آك مركز در اتيلر ـ مركز خريد كارفور ـ خيابان بهاريه ـ بغداد ـ عثمان بي ـ مرتر و مراكز خريد ميگروس ، مترو، بيم، يمپاش، كيلر اشاره نمود." نقل قول : " فروشگاههای خیابان " نیشان تاشی " Neshaan Tashi محل خرید خوبیه ... این خیابان - فرعی های زیادی داره که همه جور فروشگاه اونجا هست . قسمتی هم بی اوقلو نام داره Beyoglu . برای خرید آب و مایحتاج عمومی روزانه فروشگاه های " میگروس " Migrosمناسبن .......که نزدیک یک مرکز خرید بزرگ چند طبقه بنام " جواهر مرکزی " است . و نیز " آک مرکزی " و " گالریا " هم مراکز دیگر خرید هستن .....!!"
برای خرید سوغاتی و بعد از اینکه جاهای دیدنی رو دیدین این چهار تای بعدی رو یک سر یزنین :
11- اولیویوم(Olivium Outlet Center- Zeytin burno)
12- مترو سیتی (Metro City)
بطور مستقیم در ارتباط با متروی شهری در ایستگاه لونت Levent هر روز از ساعت 10 صبح الی 22 ورود و خروج مستقیم از داخل متروترانوا+ فونیکولار+مترو
13- مرکز خرید جواهر Javaher باز هم از خود مترو میشود رفت باید سوال کنی و نقشه ببینی
14- پروفیلو Profilo Alisveris Merkeziآدرسش اینه : (Cemelsahir CAD- مجیدیه کوی Mecidiye-Koy)
15- قیمت هتل هایی که در راسته " میدان و خیابان تقسیم" و" استقلال " و" آکسارای " قرار دارن مناسبن و بعلاوه برای رفتن به رستوران و مراکز خرید و ..... نیاز زیادی به پرداخت کرایه تاکسی نخواهید داشت .
16- اگه با تور میرین تمام مواردی رو که تور به شما قول داده کتبی روی قرارداد بیارین که اونجا دیگه دستتون به کسی نمیرسه اگه بهش عمل نکنن .....!!! معمولا اگه از آزانس معتبری تور رو نگرفته باشین ...تور همکار ( چه ایرونی و چه ترک ! ) در ترکیه " بزن و در رو " !!! عمل میکنه !!!!! ( البته بعضی ها !! نه همه ....)
17- کاخ دولما باغچه یادتون نره حتما برین قشنگه.
در وحله ی اول موقعیت مکانی و کیفیت منطقه برای سکونت خیلی مهم است. منطقه و محله باید امن باشد. در این مورد به آمار سرقت و کارهای خلاف دسترسی پیدا کنید. دقت نمایید که مسکن اجاره ای حتی المقدور با توجه به علاقه و سلیقه تان به بعضی مراکز نزدیک باشد. به فاصله ی مراکز خرید و ایستگاه اتوبوس و مترو هم توجه داشته باشید . بعد خود ساختمان منزل که باید همه چیزش مرتب و سالم بوده و امنیت داشته باشد. راحت باشد و مخارجش در حد امکانات مالی شما باشد. از داخل و خارج همه چیز را کنترل و وارسی کنید. اگر مشکلی به چشم خورد از صاحبخانه بخواهید آنها را رفع کند. قبل از امضای قرار داد و اسباب کشی همه مسایل را بررسی و از حق و حقوق و مسئولیت های خودتان و صاحبخانه ( شخص حقیقی باشد یا حقوقی ) آگاه شوید. مثلاً اگر سیگاری هستید از چیز های مهمی که باید به آن توجه شود آگاهی از مقررات سیگار کشیدن در داخل محل زندگی است. تقریباً در تمامی مجتمع های مسکونی و آپارتمانها یا قسمتی از منزل راکه اجاره می دهند (مثل زیر زمین ) کشیدن سیگار ممنوع است و در این مورد “چهار دیواری اختیاری ” مصداق ندارد؛ چون به مجرد هوا رفتن دود سیگار صدای آژیر دستگاه حساس به دود بلند می شود و در بسیاری از جاها این آژیر به آتش نشانی و مراکز امدادی متصل است و به خاطر یک پک سیگار یکباره همه سرازیر می شوند و آنوقت شما را جریمه می کنند. نصب این دستگاه های حساس به حرارت و دود Smoke detector در منازل از نظر بیمه اجباری است و مستاجر اجازه ی از کار انداختن یا خاموش کردن آن را ندارد.
مسایل دیگری که باید به آنها توجه داشت عبارت از سالم بودن چراغها و کلید و پریز هاست. باید دقت کرد که شیرهای آب چکه نکنند. وسایل موجود در آشپزخانه مثل یخچال، اجاق خوراکپزی برقی یا گازی و دستگاه مایکروویو سالم باشند. پنجره ها سالم و دو جداره و به قول خودمان آب بندی باشند که تبادل حرارتی آن کم باشد. پله ها و نرده ها و در صورت وجود آسانسور هم سالم باشند. علاوه بر اینها باید به نظافت منزل – تمیزی رنگ و نقاشی دیوارها و سقف – سالم بودن کف پوش یا موکت توجه کرد. اگر هم مورد اجاره منزل است تمیزی حیاط و سالم بودن چمن و باغچه ها و محل نگهداری آشغال و زباله که سر پوشیده باشند و سایر مسایل بهداشتی مورد نظر.
باز هم یاد آوری می کنم قبل از امضای اجاره نامه ی آپارتمان در یک مجتمع یا بخصوص منزل دربست یا حتی طبقه ای از یک منزل بزرگ در باره ی همه چیز سوال کنید و اطلاعات لازم را کسب نمایید. مثلاً پرداخت هزینه های آب و برق (معروف به Hydro) و گاز Natural Gas با کیست؟ این هزینه ها چقدر است؟ به ویژه در زمستان که هزینه ی گرم کردن منزل بیشتر می شود. در بعضی از مجتمع ها امکان خاموش کردن سیستم گرمایش در زمستان وجود ندارد. اگر به قول معروف گرمایی باشید دچار مشکل می شوید. از وجود سیستم مرکزی خنک کننده یا کولر و تعداد آنها پرس و جو کنید. بپرسید که در صورت لزوم می توانید کولر اضافی نصب کنید یا خیر؟ آیا برای استفاده از پارکینگ ماشین و گاراژ باید جدا گانه پولی پرداخت کنید یا روی کرایه خانه می باشد. استفاده از ماشین لباسشویی و انباری هم همچنین. محلی را که اجاره می کنید دارای کدامیک از وسایل اصلی آشپزخانه هست؟ اگر جایی اجاره یا خریداری شده و قرار است بعداً وسایل آشپزخانه ی آن را بیاورند مسئولیت و هزینه های نصب با کیست؟ هزینه ی نگهبانی در آپارتمانها چقدر است و به عهده ی کیست و چگونه محاسبه می شود؟ شارژ ماهانه ای که پرداخت می کنید بابت چه چیز هایی ست و صورتحساب کدام خرج ها را شما باید پرداخت کنید؟ خلاصه این که از کلیه ی مقررات خانه و آپارتمان مورد نظر آگاه شوید . آیا ورود و نگاه داشتن حیوانات خانگی آزاد است یا نه؟ اگر منزل دربست اجاره کردید و احیاناً بوی سیگار می داد از صاحبخانه بخواهید که بو زدایی کند چون ممکنست در زمان تخلیه از این بابت خرجی به گردن شما بیفتد. چند نفر می توانند در محل مورد اجاره زندگی کنند؟ – مقررات مربوط به آمد و رفت میهمانان و جریمه ی دیرکرد پرداخت اجاره ی ماهانه و یا تخفیف بابت پرداخت پیش از موقع -اگر بچه دار هستید زمان بازی بچه ها و سر و صدای آنها یا ساعاتی را که باید ساکت باشند را بپرسید . ( پیشنهاد می کنم آپارتمانی را اجاره کنید که ساکن طبقه زیر شما پیر زن یا پیر مرد و یا خانواده ی بی بچه نباشند) – همینطور در مورد هزینه نگهداری و مسئولیت زدن چمن ها و رسیدگی به گلها و باغچه ها و نظافت محوطه و برف روبی تکلیفتان روشن کنید و همه ی موارد را مکتوب کنید. چه تغییراتی را می توانید در داخل محل مسکونی خود( بدون اطلاع یا با اطلاع صاحبخانه ) بدهید؟ مثلاً تعویض پرده – چراغ سقفی – قفل ورودی منزل یا آپارتمان – نصب قاب عکس – تغییر رنگ آمیزی و نقاشی دیوارهای داخلی – وسایل ایمنی یا داخل حمام چه چیزهایی را نصب کنید یا اگر موجود است جا به جا کنید. موضوع مهم دیگری را هم که باید توجه داشت مربوط می شود به اقداماتی که باعث کور شدن دید همسایه ها شود. مثلاً ماشین بزرگی داشته باشید که با پارک کردن آن جلوی دید ساکنین طبقه ی اول گرفته شود.
این دوره انتظار خیلی سریع می گذرد ، زودتر از آنچه که فکر میکنید، همانطور که برای ما گذشت.
پس وقت را تلف نکنید و سریع دست بکار شوید:
اولین و آخرین و مهمترین کار: زبان ..زبان ..زبان...!
دربارهآموزش زبان هر چه بگوییم کم است. اگر با توانایی ناکافی زبان به کانادا مهاجرتکنید، ضرر آن را در نیافتن شغل مناسب، جرأت نکردن به ورود به جامعه کانادایی واتصال دائم به جامعه ایرانی، عدم آشنایی با رموز موفقیت، عدم آشنایی به قوانین ودفاع از حقوق خود، اتلاف وقت بسیار و هدر رفتن سرمایه اولیه بدلیل شرکت در کلاس هایزبان و خیلی موارد دیگر خواهید داد.
وقتی در ایران به شما بگویند ، انگلیسی ات چقدر خوبه! یعنی درابتدای راه هستید! و باید ادامه دهید تا توانایی خود را تکمیل کنید.
چطور بدانیمزبان ما خوب است یا نه؟ حتی اگر مدرک دانشگاهی زبان هم د اشته باشید دلیل بر کافیبودن اطلاعات شما نیست.
اولین کاربرد توانایی زبان، یافتن شغل خوب است:
* تصور کنید اگر رزومه پربار شما مورد موافقت قرار گرفت، آمادگی شرکت در مصاحبهاستخدامی را دارید؟..
* آیا می توانید از رقبای چینی و هندی خود که بخوبیانگلیسی حرف می زنند پیشی بگیرید و آن شغل را تصاحب کنید؟..
* اگر همانجا از شماخواستند متن خاصی را بنویسید، چقدر غلط املایی و دستوری خواهید داشت؟…
* اگر چندسوال سوال تخصصی در مورد رشته کاریتان بپرسند، آنقدر به اصطلاحات مربوطه تسلط داریدکه دنبال لغت نگردید؟
* چند کتاب زبان اصلی درباره رشته تخصصی خود مطالعه کردهاید؟
* اگر برای شغلی که با ارباب رجوع طرف است ، درخواست کنید ، آنقدر اعتمادبنفس دارید که نماینده شرکت مذکور باشید؟..
* می توانید در جلسات داخلی شرکت ودر حضور مسئولین اظهار نظر کنید؟..
* اگر از شما بخواهند یک گزارش کوتاه از جلسهیا رویداد خاصی را آماده کنید، چقدر طول خواهد کشید؟
* تاکنون چقدر در اینترنت،اطلاعات انگلیسی مربوط به رشته کاری خود را در کانادا یافته و مطالعه کرده اید؟
اینها فقط موارد مربوط به شغل بود . البته شرایط دیگری نظیر سابقهکار کانادایی یا تحصیلات کانادایی هم در یافتن شغل مؤثر است اما ما فرض را بر مناسببودن رزومه شما گذاشتیم.
در زندگی روزمره ، نظیر خرید، مکالمات تلفنی، بانک، امور منزل و غیره نیز توانایی زبان شما را سریعتر با محیط جدید وفق می دهد.
چه بسا هموطنانی که سال ها در اینجا اقامت دارند و هنوز انگلیسی را شکسته بسته حرف می زنند!
برای همه امور زندگی، انواع فرم ها، بروشورها و راهنماها به شما داده می شود که در آن حقوق شما به عنوان مشتری قید شده است. بی حوصلگی ما ایرانیان نسبت به خواندن این متون، بارها باعث ضررهای هنگفتی می شود.
| Design By : Night Melody |







Montreal Time
Tehran Time